رفته بودم درمانگاه برای سلامت دانشآموز ؛
منشی گفت خب دانش آموزتو آوردی؟ :))
بعد چندثانیه گفت آها خودت دانش آموزی
باباااا :))) یعنی چی که فکرکرده من ولی دانش آموزمم :))))
من کتاب هدیه گرفته بودم و ذوقی بودم حنا هم گفت نخیر من اصلا فشار نمیخورم پاشو بریم کتابفروشی حرم کتاب بگیرم👍.