پارچه مشکیا رو جمع میکردیم و اینجوری بودم که سال دیگه ام زندهام که این روزا رو ببینم؟ اصلا سال دیگه کجام و چیکار میکنم :)))
یگانه رفته رو منبر نشسته سیس برداشته منم پایین پاش نشستم میگم بگوو داشمم گوش به فرمانیم🤣🤣🤣
؛کاتوره
هستی ام ماشالا ماشالا میکنه
هستی کارآفرین بود ، بقیه کار میکردن هستی میگفت افرین افرین
حالا من اومدم از رو دیوار بردارم پرچما رو؛
فاطمه: آخه قد تو به این کارا میخوره؟ :)))