؛کاتوره
جزئیات امروزو عسل میگه فور میکنم😂
موقع خدافظی: دیگه نگم دیگه . فور و این داستانا عسل جون .
من: 😀😂
؛کاتوره
بعد رفتم حسینیه و نشستم پای سیستم و استرس از همه جام میبارید .
ویدیو پروژکتور وصل نمیشد و من انقدر استرس داشتم دیگه داشتم روانی میشدم
؛کاتوره
بعد بدیمم اینه استرس میگیرم خیلی عصبانی و خشن میشم . خیلی خیلی زیاد .
بیچاره این سه نفر😭😂
ولی قشنگ درک کردن و باهام راه اومدن💘💘💘💘💘
؛کاتوره
بعد بدیمم اینه استرس میگیرم خیلی عصبانی و خشن میشم . خیلی خیلی زیاد .
اینجوری بود باهاش حرف میزدم با ذوق بعد این: *هیچ نشنیدی عسل ایگنور کن*
؛کاتوره
بعدشم مادرشهید علیوردی اومدن و حرف زدن و انقدر که ماه بود ..
همزمان وقار ازش میبارید و درعین حال خیلی خیلی زیاد مهربون بود .
؛کاتوره
اینجوری بود باهاش حرف میزدم با ذوق بعد این: *هیچ نشنیدی عسل ایگنور کن*
چون واقعا نمیشنیدم چی میگفتی
اصلا پردازش نمیکرد مغزم چیزی رو