eitaa logo
؛کاتوره
962 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
173 ویدیو
11 فایل
من؟ یه دختری که درحال گذروندن روزمرگیشه. اینجا؟ اتاق مجازی موردعلاقش که هیجانات و اتفاقات روزشو توش توصیف میکنه و محتوای خاص و فاخری نداره؛ همون نگاه جزئی‌تر به روزمرگیاست. موندنی شدی؟ قدمت سر چشم🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
چند وقته نیومدم تعریف کنم روزمو . لتس گو
والا صبح پاشدم و مثل دفعات پیش زهره ترک شدم .
ببینید خواهر من یه عروسک قدبلند داره ، ازینایی که هم‌قد خود بچه هاست . بعد چشماشم باز و بسته میشه اینو اکثرا میاره روی مبل کنار خودش مینشونه ، بعد دیگه میره بخوابه و عروسکه همونجا میمونه
بعد ساعت شیش هنوز آفتاب در نیومده دیگه ، من چندباره که میخوام از اتاقم بیام بیرون میبینم یه دختربچه روی مبل نشسته یا وایستاده و با چشمای نیمه بازش داره منو نگا میکنه =)))))
وای بار اول که خیلی بد بود ، صورتشم وسط ورودی در اتاق من بود باهاش چشم تو چشم که شدم نزدیک بود جیغ بزنم 🤣🤣🤣
آخه لامصب تو از آنابلم بدتری🤣🤣🤣🤣
آخه عبرت هم نمیگیرم ؛ الان سه روزه داستان همینه . با شوک روزمو شروع میکنم
خلاصه که پامیشم آماده میشم و با گفتن پیام های دوست‌داشتنی ای به نوری جان ، به سمت مدرسه حرکت میکنم .
اون روزی که برف زیاد اومده بود داشتم خوشحال و سر زنده میرفتم مدرسه داشتم آهنگ میخوندم برا خودم بعد یه صحنه ای رو دیدم که صدام قطع شد اصلا . یه گربه‌ی مرده کنار پیاده رو دیدم که توی برف افتاده بود . اصلا خیلی صحنه فجیهی بود کاش نمرده بوده باشه و خواب بوده باشه .
خب خلاصه رفتم مدرسه و زنگ اول دینی داشتیم ، معلممون تدریسشو کرد و اومد روخوانی بپرسه نوبت یکی از بچه هامون که خیلی طنزه شد ، این خیلی عادی و معمولی شروع کرد به خوندن آیه اول
تا آیه رو که تموم کرد یهو صداشو کلفتت و دورگه کرد گفت الللللههههههههه [با لحن اینایی که قاريا رو تشویق میکنن]
آی سید کلاس رفت رو هوا🤣🤣🤣🤣