بعضی دوستان انگار کاملا مقام دختر و زن رو به سخره گرفتن و در پی اظهار نظرات مفید[؟]شون زن رو با حیوان دست آموز که بهش دستور انجام یا انجام ندادن کاری داده میشه اشتباه گرفتن .
کتاب همکلاسیمو قرض گرفتم تا فردا بهش برگردونم و هرکاری میکنم میبینم نمیتونم امشب تمومش کنم و همشو پاکنویس کنم از روش
واقعا خستمه .
صبح رفتم مدرسه و طبق معمول زنگ آخرو که خالی بود با همکلاسیم زدیم بیرون و الفرار .
و تو راه یه چیزایی از خودشو رفیقاش و دوستان رفیقاشون[😀] تعریف میکرد که واقعا همه چیم میریخت از شدت اپن بودن مایند خانوادشون .