داشتم دعای جوشن کبیرو میخوندم و توی حال خودم بودم ؛ حالا دوستایی رو داریم که هر ثانیه بهم یه خوراکی لقمه ای کوچولو میدادن میگفتن بخور تا صبح دیگه از دست میری :)🥺
سخنران داستان تأمل برانگیزی تعریف کرد ؛
گفت قرار بود ده نفر از کل جمعیت یمن که برای مثال حداقل ۱۰۰،۰۰۰ نفر بودن برن و با حضرت علی بیعت کنن
اون شخصی که باید اشخاص خوب و پاک رو برای این کار پیدا میکرد با کلی زحمت حداقلش دیگه ۱۰۰ نفرو پیدا کرد ، بعد کرد ۷۰ ، بعد ۵۰ و آخر بالاخره ۱۰ نفر انتخاب شدن
این ۱۰ نفر گفتن ما نمیتونم همگی بریم و با حضرت صحبت کنیم و عهد ببندیم ؛ یک نفر سخنور و باتقوا از بین خودمون رو به نمایندگی یمن میفرستیم
آخر شخص رو پیدا کردند و فرستادن کوفه پیش امیرالمؤمنین
و اون شخص در جمع بیعت کنندگان با نهایت قدرت و زیبایی و دلنشینی با حضرت صحبت کرد و بیعت کرد
حضرت بعد از هر طایفه دوباره به اون شخص میگفت تو بیا و بیعت کن و این مکرر تکرار میشد
آخر شخص گفت علی جان به چه دلیلی چندین بار خواستید تا من باهاتون عهد ببندم و بیعت کنم ؟
؛کاتوره
این مثلا وسطای مرتب کردن بود، فقط محض اینکه سنگینی کارو ببینید 🤝
سلام من باز این غلطو کردم و مثل قاطر توی گِل هستم .