؛کاتوره
اومدیم سوییت یکی از دوستامون و حس میکنم اولین باره که قراره با یه سگ ارتباط بگیرممم خیلی مطیع و حرف
ضدآفتابمو گذاشتم تو کولهم ولی یادم رفت اینجا با خودم بیارم و دارم برنزه میشم 👍
من با شلوار گلگلی اومدم بیرون بعد خالم هر لحظه اینجوریه که این دختره با ما نیست خدمتکارمونه اصلا🤣🤣🤣🤣🤣🤣
؛کاتوره
اینجا حتی جوباشم صدای زندگی میده یعنی چی انقدر تبعیض خب .
حالا تهران اینجوریه که یه ابر میاد تو آسمون همه دوربینا میره بالا و دهنا از شدت تعجب باز میمونه که یا بسم الله چه چیز عجیبی .
چندتا گاو داشتن رد میشدن پسرخالم به دخترخالم میگه عه آذین دوستات اینجا چیکار میکنن
روابط خواهر برادری 💯.