؛کاتوره
حالا انقدر خوردم دلدرد گرفتم نمیتونم زیست بخونم [ میدونم بهونه بود و ربطی نداشت ولی زود باشید تایید
یه حسی بهم میگه زیست قشنگ قراره از دماغم دربیاره.
زنگ اول تاریخ داشتیم تا سرمو میزاشتم رو میز بغلدستیم میزد تو پهلوم میگفت من نمیخوابم پس تو هم حق نداری بخوابی
از پشت پشتسریم مدادنوکی میزد تو کمرم
جلوییمم برمیگشت حرف میزد
من:
معلممون نصف ساعتو درس داد بقیشو زمان داد زیستو بخونیم
حالا توی اون تایم هرکاری کردیم جز زیست خوندن
توی این هشت ماه سال تحصیلی امروز اولین بار بود که توی این کلاس و مدرسه روی دلقکم باز شده بود و نتیجش شده بود قرمز شدن کل نیمکتای آخر از خنده بخاطر چرت و پرتای من 😂