حالا چون باید تند مینوشتم یهو هول شدم در ماژیکو نمیتونستم باز کنم 😀😂
همکلاسیم از روی کرم از تهه کلاس : خانممم [فامیلیم] عجله کن دیگه
من پای تخته : خفهه شو بابا *با لحن جواد عزتی 🤣🤣
خلاصه برگشتنی با همکلاسیام برگشتیم و ماشالا با نصف پسرای شهر سلام احوالپرسی داشتن 😀
من اون وسط :
بعد تازه یه جریانی داشتیم روز معلم ؛ من اون روز انقدر خسته بودم اصلا تعریف نکردم چیشد
برگشتنی رفتم اونو راست و ریست کردم حالا یبار میگم چه قلدر بازی ای درآورده بودم🤣🤣