خلاصه برگشتنی با همکلاسیام برگشتیم و ماشالا با نصف پسرای شهر سلام احوالپرسی داشتن 😀
من اون وسط :
بعد تازه یه جریانی داشتیم روز معلم ؛ من اون روز انقدر خسته بودم اصلا تعریف نکردم چیشد
برگشتنی رفتم اونو راست و ریست کردم حالا یبار میگم چه قلدر بازی ای درآورده بودم🤣🤣
این هفته کار با چرخو یاد گرفتم و الان میتونم پاترونو کامل چرخ کنم بپوشمش [ذوقمرگ]
نمیدونم میدونید رولتکاری چیه یا نه
یه وسیله ای هست که با کاربن الگو رو روی پارچه میندازی و باید کل الگو رو دوباره بکشی
خواستم بگم پوست هممون اینجا کنده شد .
؛کاتوره
نمیدونم میدونید رولتکاری چیه یا نه یه وسیله ای هست که با کاربن الگو رو روی پارچه میندازی و باید کل
با این عزیز
[ شبیه ابزار شکنجست😂 ]
حالا زمان داده بود بهمون الگو رو کپی کنیم رو پارچه ، یکی از هنرجوها ایرپاد گوشش بود داشت آهنگ گوش میداد یه لحظه چشمم خورد دیدم داره رولت گوش میکنهه :))))))))))))😭🤣🤣
آلارمم زنگ خورد و اون ثانیه اولش گفتم : هر روز باید برم مدرسه ؟ امروزم ؟
و نیم ساعته دارم به این واکنشم میخندم