رفتم بیرون یادم افتاد کلیدمو نیاوردم دوباره برگشتم خونه که کلیدو بگیرم جلوی در کیفمو نگاه کردم دیدم تو کیفم بود :))))))
هر موقع توی زیرپله با حالت رکوع ۷۰۰ تا ظرف آش کشیدید و بعدشم روی همشون در گذاشتید و چیدید تو پلاستیک اون وقت میتونید از کمردرد با من صحبت کنید .
من با طرح مانتوم اونقدرا راحت نبودم و حس میکردم خوشگل نیست ، بعد امروز همههه بهم گفتن چقدر لباس امروزت خوشگله و من 🥺 بودم کلا
داشتیم فضا سازی میکردیم بعد پسرا اومده بودن که اسپیس بزنن برای سِن مراسممون ، بعد یکیشون خیلی معمولی اومد گفت ببخشید چسب زخم دارید ؟
پرسیدیم که چیشده و اینا گفت هیچی دست یکی از بچه ها با چاقو موقع کار بریده شده
خیلی طبیعی و معمولی گفت