ساعت ۱۰ هم امتحان نگارش ترم داشتیم
بچه ها پنج تا موضوع داده بوددد پنج تااا
پنج بار چک نویس پنج بار پاکنویس ده بار موضوعای مختلفو نوشتییییم
یدونه بازنویسی حکایت بود ، من اصلا کتابو نگاه ننداخته بودم پاشدم رفتم امتحان 😂
بعد هرکاری میکردم نمیفهمیدم اینو ، پنج دیقهی آخر چک نویس یکی از بچه هارو با هزارتا بدبختی گرفتم ببینم منظور حکایت چیه اصلا 😀😭
جزوه هام تو حالت دیفالت ناموسمن بعد درسیو اگه بیشتر دوست داشته باشم دوبرابر ناموسم میشنن .
؛کاتوره
جزوه هام تو حالت دیفالت ناموسمن بعد درسیو اگه بیشتر دوست داشته باشم دوبرابر ناموسم میشنن .
کاش همینجوری از دستم نگیرن کپی کنن من 💔 میشم و روم نمیشه چیزی بگم .
بعضی وقتا کلی حرف دارم برای گفتن ،
بعضی وقتا خالی و تهی ام و هیچی توی ذهنم نیست ،
و تمام اوقات برای بیان کردنشون خستهم .
بچه ها چطوری نفرتتونو ابراز نمیکنید و وقتی از کسی بدتون میاد کسی متوجه نمیشه ؟
من تا شروع کنم به تنفر فقط خواجه حافظ شیرازی متوجهش نمیشه دیگه . یکم زیادی رک برخورد میکنم تو این مورد .