یکی از بچه هامون که تا منو دید گفت عسل دلم برا اذیت کردنات و عاصی شدنا و جیغ و هوار کشیدنام تنگ شده و من 😳🤣 بودم
یکم که فکرکردم دیدم این بچه پشت من میشست و زیاد دم دستم بود ، آره خلاصه همه چیو یه دور روی این تمرین میکردم 🤣🤣
حتی یه خاطره که سر کلاس شیمی به اون مهمی جیغ جلوییمو درآوردم و خودمو به کوچه علیچپ زدم و معلم اونو دعوا کردو یادم اورده بودن🤣🤣
یه بارم که سر آببازی شوخی شوخی تا اندرون یکی از بچه ها که خیلی پرابهته رو خیس کرده بودم و کفشاشم صدای آب میداد :))))
هدایت شده از ᴸᵒˢᵗ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ᵈʳᵉᵃᵐ
سر اون آب بازی من خودمو تا ۵ روز میتکوندم قطره قطره آب ازم میریخت
؛کاتوره
سر اون آب بازی من خودمو تا ۵ روز میتکوندم قطره قطره آب ازم میریخت
من با خودم تفنگ آبپاش بزرگ و عظیم برده بودم [بسیار مجهز] بعد اینجوری بودم که کل مدرسه رو با فشار تفنگم سوراخ و خیس کرده بودم🤣🤣
هدایت شده از ᴸᵒˢᵗ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ᵈʳᵉᵃᵐ
هرکی مارو میدید فکر میکرد وارد فیلم ترسناک شده زامبیا حمله کردن
کفشا شلپ شلپ صدا میدادن موهای اینا هم آمازونی قیافه ها هم از جنگ برگشته دهن همشونم یه متر بازه دارن میخندن 🤣😭