࿐჻ᭂ⸙🍃🎙🍃⸙჻ᭂ࿐
🌸کتاب #حوالیاحمد🌸
🪷
هر کتاب، بالی برای پرواز ذهن🕊️ ࿐჻ᭂ⸙🍃📚🍃⸙჻ᭂ࿐
📖 چند ماه بعد که خبر شهادتش را شنیدم، گفتم:«حیف بود احمد برای سپاه، کاش رفته بود کارخانهای چیزی زده بود که آخرش اینطور نمیشد.»
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۱۵
#نسرین_مختاری
📖 احمدکاظمی روی آبادان حساس بود. شنیده بودم که اوایل جنگ، برای آزاد کردن آبادان از محاصره چقدر توی جبهه فیاضیه زحمت کشیده بود. برای همین، با حرارت از کارهایی که به سرعت برای حفظ آبادان باید انجام میشد، حرف میزد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۱۹
#نسرین_مختاری
📖 احمد فهم خیلی بالایی داشت. آدم احساس میکرد چیزی که میگوید و اطلاعاتی که میدهد، حتی یک ذره هم هدر نمیرود. احمد همه چیز را روی هوا میزد و میتوانست از اطلاعات کوچکِ غیر مهم، نتیجههای مهم بگیرد. هر کسی این توانایی را ندارد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۱
#نسرین_مختاری
📖 از نظر من، قویترین فرمانده عملیاتی سپاه حاج احمد بود و اگر میماند، نیروی زمینی خیلی رشد بالایی میکرد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۲و۲۳
#نسرین_مختاری
📖 حاج احمد اهل سجاده آب کشیدن و زهد فروشی نبود. در میان فرماندهان، مخلص ترین کسی بود که من میشناختم و فراری بود از اینکه اخلاصش را به نمایش بگذارد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۳
#نسرین_مختاری
📖 حاج احمد در رسیدگی به نیروهایش در حین عملیات، بی نظیر بود. روز اول عملیات، توی خط مقدم غذای گرم پخش میکرد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۶
#نسرین_مختاری
📖 حاج احمد تیز بود. هیچ چیز را نمیشد از او مخفی کرد. نواقص را تذکر میداد و خوبیها را تحسین میکرد.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۸
#نسرین_مختاری
📖 هر کس که اهل کار بود با حاج احمد راحت بود و آدمهای تنبل باهاش مشکل پیدا میکردند.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۲۹
#نسرین_مختاری
📖 ای کاش میشد این چیزها را توی کتابهای درسی نظامی آورد که وقتی فرماندهی در جلوترین خط مبارزه، دست روی شانهی رزمندهاش میگذارد، چه مکانیزمی در او فعال میشود که نحوهی جنگیدنش را متفاوت میکند؛ حتی نحوهی ارتباطشان را.
#حوالیاحمد
#بریده_کتاب
#صفحه۳۷
#نسرین_مختاری