7.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پیرمرد روستایی: من۷۶ سالمه زمان شاه همینطور برف آمده بود یکی نیامد بگه مُردین یا زندهاید!😕
#میدان_انقلاب
@ketabeJamkaran
یکشنبههای #نهج_البلاغه_خوانی
📜 خطبه صد و نود و نه
تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا «كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً». أَلَاتَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ؟ حِينَ سُئِلُوا: «ماسَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ»
بر فرمان خداوند بر نماز (یا بر مسئله نماز) با یکدیگر همعهد و همسوگند شوید (که آن را پاس بدارید) و بر آن مراقبت نمایید (اول وقت و دقت در پیامهای نماز و...) و فراوان بهجا آورید و بهواسطۀ آن به خداوند تقرب بجویید؛ زیرا نماز «بر مؤمنان، نوشته شدۀ زماندار است». آیا به پاسخ آتشیان (دوزخ)، وقتی از آنها میپرسند «چه چیز شما را در دوزخ افکند؟ آنها میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم» گوش فرانمیدهید؟
📙 #بر_شانههای_اقیانوس
🖋 #علی_رهبر
برای خرید کتاب کلیک کنید👇
https://ketabejamkaran.ir/110960
@ketabeJamkaran
کتاب جمکران 📚
📚🌼دوستان کتاب جمکرانی نزدیک اعیاد شعبانیه و عید نوروز، یه فرصت عالی و یه شگفتانه فوق العاده برای خری
📸 گزارش تصویری: غرفه انتشارات کتاب جمکران در نمایشگاه کتاب دین
🔆این نمایشگاه تا اول اسفند پابرجاست و میتونید با تخفیف ویژه (40 درصد بن نمایشگاه + 20 درصد غرفه کتاب جمکران) آثار مورد نظرتون رو تهیه کنید.
🕦ساعت بازدید نمایشگاه: 13-10 و 21-16
📌خیابان خاکفرج - محل دائمی نمایشگاه های استان قم
#سیره_علما
📖مرحوم آقا سیدحسن موسوی(کاسبی متدین و باتقوا که در محله حمام گلشن مغازه داشت):
در جوانی پسازآنکه متأهل شدم و خداوند فرزندی عنایت کرده بود، به پادردی شدید مبتلا شدم و هرچه به اطبّا مراجعه میکردم نتیجهای نمیگرفتم و روزبهروز بر شدت دردم افزوده میشد.
تا جایی که ساق پاهایم به رانم چسبید و از راه رفتن عاجز گردیدم و اگر احیاناً به طبیبی میخواستم مراجعه کنم بستگانم مرا به کول میگرفتند.
آنچه سرمایه داشتم هزینه کردم و کمترین نتیجهای نگرفتم.
از یک طرف مسئولیت اهلوعیال، از طرفی از دست دادن سرمایه کسب و از طرفی مصیبت از پا افتادن و بالاتر از همه، اینکه این مشکلات در جوانی و اول زندگی، چون طوفانی به وجودم هجوم آورده بود و از زندگانی مأیوس شده بودم، ازخودبیخود شدم و جدّ بزرگوارم، حضرت موسی بن جعفر؟عهما؟ را مخاطب قرار دادم: «یا جداه! اگر از فردا کسی به من بگوید سیّد، او را ناسزا میگویم»؛ درحالیکه وجودم را سراسر غم و اندوه فرا گرفته بود به خواب رفتم. ناگهان متوجه شدم آقایی بزرگوار در کمال عظمت و هیبت و نورانیت در مقابلم ایستاده است. ایشان با تشدد فرمودند: «سیّد این چه غلطی بود که کردی؟ برخیز برو وضو بگیر و نمازت را بخوان».
من از وحشت از خواب بیدار شدم و سراسیمه به قصد وضو به طرف حوض رفتم. صورت و دستهایم را شستم. مسح سر کشیدم. هنگامی که میخواستم مسح پا بکشم با خود گفتم من که پایم قابل حرکت نبود! خوابم یا بیدارم؟! پسازآنکه یقین کردم که بیدارم، مطمئن شدم که مورد توجه و شفای جدّ بزرگوارم واقع گردیدهام. مسح پایم را کشیدم و مشغول نماز صبح شدم. پس از نماز از نعمت سلامتی سپاسگزاری کردم و بابت سخنم، از جدّ بزرگوارم عذرخواهی کردم.
#برشی_از_کتاب
📘 #خاطراتی_از_صالحان
🖋 #احمد_شهامت_پور
#بزودی
@ketabeJamkaran