eitaa logo
کتاب جمکران 📚
9.6هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
2هزار ویدیو
122 فایل
انتشارات کتاب جمکران دریچه‌ای رو به معرفت و آگاهی بزرگترین ناشر آثار مهدوی ناشر برگزیده کشور فروش کتاب و استعلام موجودی 📞02537842131 ارتباط با مدیرکانال 09055990313📱 🧔🏻 @ketabejamkaran_admin ⏰ ۸ الی ۱۵ 🏢قم، خیابان فاطمی، کوچه ۲۸، پلاک ۶
مشاهده در ایتا
دانلود
این قیمت دلار این روند کاهش ارزش پول ملی این سقوط این تورم مهار نشدنی مقبول، مورد تایید و مورد رضایت هیچ انسان عاقلی نیست چون زندگی روزانه همه ما تحت تاثیر همین نوسانات است‌. جوانی‌هایی که بر باد می‌روند‌. فقرایی که فقیرتر می‌شوند. پولدارهایی که پولدارتر می‌شوند. شکی نیست. اما این روزها عده‌ای از جریان مذهبی به ویژه طیف خاصی از هیاتی‌ها (خودتان می‌دانید مقصودم چه کسانی هستند)!! که در چهار ماه اهانت به قرآن، آتش زدن مسجد و حسینیه و پرچم، توهین به تمامی مقدسات شیعه ساکت بودند، مخفی بودند حالا از لاک سکوت عمدی خارج شده، اینترنت‌شان وصل و مدافع معیشت مردم شده‌اند! به دلار ۵۰ هزار تومانی اعتراض دارند! نیت‌تان با عمل‌تان یکی نیست و این مسیر محبوبیت پیدا کردن، این مسیر عاقبت بخیری ندارد. ✍️ علیرضا زادبر @ketabejamkaran
وضعیت خفت‌بار زلنسکی به مراتب از محمدرضا پهلوی بهتره؛ حداقل حضور فیزیکی داره. @ketabejamkaran
اعمال ماه شعبان🌸🍃🌼 @ketabejamkaran 🍃اَللّھُمَّ؏َـجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَࢪَج 🍃 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈
❗️ ماجرای یک عملیات سرّی در عمق خاک عراق به روایت سردار علی سرلک 📣 در تازه ترین اثر انتشارات کتاب جمکران 📙 🖋 ✅ کانال رسمی انتشارات کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا❁﷽❁ا ☘️ 📜بخوانید: داستان‌هایی از پیامبر(ص) و ولادت دومین نوه‌ی ‌ایشان 🔽🔽🔽
🔸 نام زیبای حسین(ع) 🕌 کارهایم در مزرعه کمی طول کشید و وقتی به م رسیدم، دیدم اطراف مسجد آنقدر شلوغ شده که ناچارم با جمعی از و ، بیرون منتظر بمانم. طبق معمول، مسجد ِ(ص)، محور همه‌ی خبرهای مدینه است. ❓هفت روز از تولد نوه‌ی دوم پیامبر(ص) گذشته و امروز روزِ اوست. می‌شنوم که زنی به دوستش می گوید: - رسول خدا(ص) نوه‌ی بزرگش را «حسن(ع)» نامید. به نظرت نام نوه‌ی دوم را چه می‌نهد؟ 🔽🔽🔽
♻️ همه اسامی درون ذهنم را جستجو می‌کنم که همهمه‌ی افراد داخل مسجد بلند می شود. گوش تیز می کنم و انگار یک نام به گوشم می خورد؛ (ع) ❤️ بعد صدای کسی بلند می‌شود که فریاد می‌زند: - (ص) می‌فرمایند: نام این فرزندم را «حسین(ع)» می‌گذارم که برگرفته از نام برادر بزرگترش «حسن(ع)» است. 🔽🔽🔽
🔸 نامی از آسمان 🚫 از خانه که بیرون آمدم و همسایه‌ام را چونان اَجَل معلّق دیدم، آرام گفتم: أعوذُ بالله من الشّیطان الرّجیم. ☠️ از بود که هر روز با رفقایش مشغول سنگ‌اندازی درمسیر اهداف رسول خدا(ص) و دوستانش بودند. ⚠️ به هم که رسیدیم، به‌طعنه گفت: - شنیده‌ام (ص) نوه‌ی دختریِ دومش را «حسین(ع)» نامیده. (ع) دیگر چه جور اسمی است؟ گفتم: همسایه! دست از سر رسول خدا(ص) و خاندانش بردار و بگذار رفاقتمان باقی بماند. 🔽🔽🔽
🗣 بی اعتنا ادامه داد: - مگر چه گفته‌ام؟ نمی‌دانم چرا (ص) دوست دارد همه‌چیزش خاص باشد؛ حتی نوه‌اش. 😡 دیگر نتوانستم تحمل کنم و گفتم: - مگر نمی‌دانی حسین(ع) فرزند کدام است؟ کسی که هیچ لحظه‌ای از عمر خودش و خاندانش به شرک و بُت پرستی آلوده نشده، باید هم اسمش باشد. 🤡 با پوزخند گفت: - ؟! شما پیروان محمد(ص) این حرفها را از کجا می‌آورید؟ 🌙 همین‌طور که داشتم از مقابلش رد می‌شدم، گفتم: - بدان که (ع) اسمی از اسم‌های است. تا پیش از اسلام، هیچ‌کس از مردمان به این نام شریف خوانده نشده. 🔽🔽🔽
🔸 گریه‌ی حسین(ع) 🌞 صبح است و (ص) از خانه بیرون می‌آید. خانه‌ی (س) همان نزدیکی‌هاست و صدای گریه‌ی (س) به گوش حضرت(ص) می‌رسد. به در خانه‌ی پاره‌ی تنش می‌رود. در می‌زند. فاطمه(س) جلوی در می‌آید. آرام‌بخش‌ترین چیزها برای رسول خداست(ص). وارد حیاط می‌شود. 🌾دَستاس و گندمِ کنار آن نشان از آن دارد که فاطمه(س) مشغول آرد کردن بوده. پیامبر(ص) وارد اتاق می‌شود و فاطمه(س) پشت سرش می‌آید. 🔽🔽🔽
🌺 دو نوه‌اش گوشه‌ی اتاق‌اند. (ع) در است، ولی (ع) دارد گریه می‌کند. (ص) بی‌درنگ خم می‌شود و را در آغوش می‌کشد. ، لالایی حسین(ع) می‌شود و حسین(ع) آرام به خواب فرو می‌رود... 💚 بابا با مِهر دخترش را نگاه می‌کند که از سر و رویش می‌بارد و می‌فرماید: - می‌دانی فاطمه(س)جانم! تاب گریه‌ی حسین(ع)را ندارم... 🥀 سپس رسول خدا(ص) طفل معصومش را نگاه می‌کند و به و آینده‌ای که در پیش دارد، می‌اندیشد... 🔽🔽🔽