«مادرم اگر به چپ میخواست بخوابه، بازوی ورمکردهاش میسوخت…😭
اگر به راست میخواست بخوابه، پهلوی شکسته و دندههای ترکخوردهاش نمیذاشت…😭
اگه به پشت میخوابید، زخم سینهاش نفسش رو بند میآورد…😭
هیچ راهی نداشت…
مینشست… سرش رو میذاشت به دیوار…
همینجوری با درد میسوخت…»😭
رفقا…
این جمله رو با دل بشنوید:
«مادر ... هیچ راهی نداشت»…💔😭
یعنی کِیفیت خواب نداریم… کِیفیت نفس نداریم… کِیفیت استراحت نداریم…
یعنی هر طرفِ این دنیا که میچرخید، زخم بود… درد بود… خون بود…💔
خانوم مستاصل شده بود😭
#فاطمیه
#ایام_فاطمیه
دیدی یه انسان وقتی تیر میخوره، چند ساعت یا چند روز بعد از دنیا میره…
اما فاطمهی زهرا…💔
هفتاد و پنج روز و بعضی نقلها نود و پنج روز هر شب، هر روز، مثل کسی که دارن ذرهذره از بدنش جون رو میکَنَن، زندگی کرد…😭💔
#فاطمیه
#ایام_فاطمیه
از یه طرف نمیخواست علی بفهمه؛ چون میدونست قلب علی با درد زهرا میسوزه…😭
از یه طرف مجبور بود همهی اون جراحتها رو تحمل کنه…💔
از یه طرف حواسش بود بچهها نترسن…
به صورتش نگاه نکنن… اون کبودیها رو نبینن…💔
#فاطمیه
#ایام_فاطمیه
این یعنی اوج مظلومیت… اوج تنهایی💔
یعنی مادر، خودش رو گذاشته زیر بار درد،
اما اجازه نمیده حتی یه اشک از چشم امیرالمومنین بیاد…
امام صادق میفرماید:
وقتی امیرالمؤمنین بدنش رو برای غسل آماده کرد، نور ماه که افتاد روی بدن زهرا…
دیگه هیچچیزی پنهون نموند…💔
کبودیا… نیلیها… جایی که ضربت خورده بود… همهش موقع غسل خودشو نشون داد…💔😭
#فاطمیه
#ایام_فاطمیه
هیچی این دنیا به اندازهی این صحنه آدمو نمیشکنه که بدونه ...💔😭
یه مادر…
با اون مقام…
با اون نور…
با اون عظمت…
شبا سرش رو میذاشته به دیوار،
اما یکبار هم نخواست بچههاش بفهمن چه زخمی رو دلشه…💔
#فاطمیه
#ایام_فاطمیه
این سکوت، خودش از هر فریادی بلندتره…💔
این بیصدا سوختن، از هر آتشی سوزندهتره…💔
و آدم وقتی اینجا میرسه، فقط یه جمله میتونه بگه :