کربلایی حسین ستوده4_5843789248045519802(1).mp3
زمان:
حجم:
12.8M
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من این پایین تو بالایی 😭
#محرم
#شب_جمعه
#امام_حسین
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🔴گورباچف ایرانی؟!
👈چه قیاس عجیبی؟
آیا مسئولان این روزنامه می دانند شوروی سابق در زمان گورباچف فرو پاشید؟
روزگاری رسانههای غربی خاتمی را گورباچف میخواندند که یعنی کار ایران تمام است، حالا رسانه داخلی دانسته یا نادانسته این عنوان را میدهد.
آقای پزشکیان! لطفا مواظب این #پوست_موزها باشید.
-پزشکیان هنوز تو شوکه و باورش نمیشه که رئیسجمهور شده
به همین دلیل هیچ برنامهای نداره و اختیارات دست خاتمی است و ظریف مجری شده...
⭕️ولی
با تمام این تفاسیر
چه خاتمی باشه
چه هاشمی و روحانی و یا پزشکیان
ایران محکوم به سقوط نمیشه
چون ما آقای حکیمی رو داریم که در سختترین شرایط
امنیت-اقتصاد و اقتدار ایران رو حفظ و تقویت میکنه...
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@NaebeMola313✍
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
رئیسجمهور هیچکاره است به روایت تصویر...
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🔴نکات قابل تأمل جناب ظریف در شبکه خبر
🔻آقای ظریف درباره معیارها و ملاکهای مورد نظر برای گزینش اعضای کابینه میگوید: «از مذاهب و ادیان رسمی باشید امتیاز میگیرید، شیعه باشید امتیاز نمیگیرید»!
🔻چند سوال از جناب ظریف :
👈 از کِی تا به حال «شیعه بودن» در #جمهوری_اسلامی خصوصیت و به اصطلاح، امتیاز منفی تلقی میشود؟!
👈 میگه؛ «از مذاهب و ادیان رسمی باشید، امتیاز میگیرید، شیعه باشید، امتیاز نمیگیرید»! آیا منظورتان این است که شیعه جزء مذاهب و ادیان رسمی نیست؟!
امیدوارم برخی علمای اسلام درباره صحبتهای ظریف عکس العملی از خود نشان دهند و سکوت خود را بشکنند...
🔺امام حسین ع عالم سیاسی بود
🔴اصلاحطلب
خلاصه شده در یک شخص و چند شخص سیاسی نیست بلکه یک تفکر است که در جامعه ریشه زده
به همین دلیل
نظاممصلحتاندیشی میکنه
ولی
خواص
علیالخصوص علما
باید تو دهن این مردک بزنند
-خواص و علما نباید اشتباه دوران روحانی رو تکرار کنند و در مقابل ظریف سکوت کنند
-در این شرایط
خواص و علما باید تو دهن ظریف بزنند...
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🔴طبق قانون اساسی اصل ۱۲
🔻مذهب رسمی کشور
شیعه اثنی عشری است.
ملاک انتخاب، شایستگی و صلاحیت است و اگر فردی از سایر مذاهب مصرح در قانون اساسی، شایستگی بیشتری داشت منصوب خواهد شد؛ همچون حکم رهبرانقلاب برای امیر شهرام ایرانی، فرمانده نداجا.
👈لذا آنچه ظریف در ترجیح بیدلیل غیرشیعه گفت، خلاف قانون اساسی است.
🔴ظریف داره اینطوری میگه که با یه تیر
دو نشون بزنه
-ظریف میدونه حرفایی رو که گفته
خلاف قوانین جمهوری اسلامی است
ولی اینطور گفته که هم رای سنیها رو برای دورهی بعد جذب کنه
و هم اینکه القاء کنه
ریاستجمهوری هیچکاره است و نظام نمیذاره رئیسجمهور کار بکنه و بعدا راحت بتونند خرابکاریها و کمکاریها رو گردن رهبری و نظام بندازند...
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@NaebeMola313✍
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
مردم با کدملی میتوانند ۱ خودروی شخصی وارد کنند
معاون وزیر صمت:
🔹عموم مردم میتوانند با ثبت آماری در گمرک و پرداخت حقوق ورودی و گمرکی خودرو را ترخیص کنند و نیازی به این نیست که مردم کارت بازرگانی دریافت کنند.
🔹در آیین نامه واردات خودرو مردم با کد ملی که شناسایی میشوند، میتوانند برای نیاز شخصی خودرو وارد کنند.
🔹در ابتدای کار با توجه به شرایط تامین ارز یک دستگاه خودرو برای هر نفر اجازه داده شده است.
#مجلس_انقلابی
#دولت_کار_و_فعالیت
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
آییننامه اجرایی واردات خودروهای کارکرده
🔹سن خودروها باید بین ۳ تا ۵ سال باشد.
🔹خودرو بدون ثبت سفارش اجازه ورود به گمرکات کشور را ندارد و در صورت وارد شدن مرجوع میشود.
🔹ترخیص خودرو منوط به ارائه گواهی اسقاط است.
🔹واردات خودرو با حجم موتور بالاتر از ۲۵۰۰ سیسی ممنوع است.
🔹خودروهای وارداتی باید ژاپنی، کرهجنوبی یا ساخت کشورهای اروپایی باشند.
🔹 اشخاص حقیقی صرفاً به منظور استفاده شخصی و مشروط به عدم امکان واگذاری خودروی وارداتی تا ۵ سال میتوانند از طریق ثبت آماری و با رعایت سایر ضوابط مقرر نسبت به واردات خودرو اقدام کنند.
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
ماندلای ایران قسمت چهلوسوم: این را گفت و سکوت کرد. شاید منتظر بود مسافران وارد بحث شوند، اما کسی چ
ماندلای ایران
قسمت چهلوچهارم:
بهسختیمیشد نفس کشید.
پیادهشدم.
عمو و زنعمو از دیدن من خوشحال شدند.
مقداری روغن حیوانی،کشک و قرهقروت
که سوغات برده بودم به زنعمو دادم.
عمو از حال پدر پرسید.
گفتم: الحمدالله خوب است.
سلام رساند خدمتتان.
روغن حیوانی را بو کشید و گفت: بوی محمدآباد را میدهد.
زنعمو از حال مادرم پرسید:بیبی زهرا
چه میکند؟
گفتم:مادر هم سلام رساند.
دوست داشت همراه من بیاید
ولی شما که بهتر میدانید فصل
کشت و کار است و سخت سرگرم
کار هستند.من هم باید زود برگردم
که دست تنهایند.
نهار خوردیم و زیر پنکه خوابیدیم.
عمو از خاطراتی که با پدر داشت
حرف زد و از روزهای خوش بچگی،
از کتککاریها،از زدن به کوه،
از شکار،از چیدن انار،بلوط و بادامکوهی،
خلاصه از همهچیز گفت و بعد
نتیجه گرفت که هیججای دنیا
محمد آباد نمیشود و او با این همه
امکاناتی که خانههای شرکتی دارد،
دوست دارد به روستا برگردد و در
خانههای گِلی آنجا زندگی کند.
عصر،یک صفحه از دلکش گذاشت
و باهم گوش دادیم.
صدای دلنشینی داشت.
مرا به یاد مادر میانداخت وقتی شبها
برای هما و گلطلا لالایی میخواند.
تایپ متن :کوثر بانو
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
ماندلای ایران
قسمت چهلوپنجم:
برای هما و گلطلا لالایی میخواند.
هوا داشت تاریک میشد که در زدند.
عمو از من خواست در را باز کنم.
گفت: مُلا یحیی است،همسایه روبهرویی.
گاهی وقتها میآید و باهم اختلاط میکنیم.
در را باز کردم. مُلا یحیی نبود،فتحالله بود.
تعجب کردم.پرسیدم که برای چه آمده؟
همانطور که نفسنفس میزد گفت:پدر را ژاندارمها گرفتند.گفت که اسم من
برای اجباری در آمده و تا خودم را به پاسگاه معرفی نکنم پدر در حبس میماند.
یادم افتاد به کامیونهای نظامی که موقع آمدن از روبهرویمان رد میشدند
فتحالله مضطرب بود،
عمو صدا زد کیه؟
گفتم:فتحالله.
باعجله آمد دمدر.
گفت مشکلی پیش آمده؟
ماجرا را برای عمو تعریف کردم.
خیلی ناراحت شد.باعجله لباسهایم
را پوشیدم.عمو گفت چرا لباس میپوشی؟
تا فردا ماشین نیست.
به هرحال امشب راشکرالله در بازداشت
بگذراند،چارهای نیست.
گفتم:پیاده میروم.
گفت:دیوانه شدهای؟
پیاده تا یک ماه دیگر هم نمیرسی
محمدآباد،فکر میکنی میداود هستی؟
تاصبح خواب به چشمم نیامد،
نگران پدر بودم.تا آن روز پایش به
پاسگاه و زندان باز نشده بود.
صبح زود از خانهی عموبیرون زدم.
فتحالله خسته بود و غرغر میکرد.
رفتیم گاراژ و مینیبوس اهواز را
سوار شدیم.از اهواز هم با عجله به
سمت میداود حرکت کردیم.
بین راه مینیبوس خراب شد.
عصبانی شدم،نزدیک بود با راننده درگیر بشوم.
به هر زحمتی بود نزدیک غروب به
محمدآباد رسیدیم.
تایپ متن: کوثربانو
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
ماندلای ایران
قسمت چهلوششم:
بههر زحمتی بود نزدیک غروب
به محمدآباد رسیدیم.
پاسگاه بالای تپه در روستای اعلا
در سه کیلومتری روستای ما بود.
قدم تند کردم.خیلی به هم ریخته بودم.
نمیدانستم پدر چطوری شب را در
بازداشتگاه سپری کرده بود؟
جلوی پاسگاه خیلی شلوغ بود.
بعضی از زنها گریه و زاری راه انداخته
بودند و التماس میکردند.
راهم را از وسط جمعیت باز کردم.
آنها راکنار زدم و وارد اتاق شدم.
سرگروهبان سرش پایین بود.
با دست زدم روی میز،سرش را بلند کرد.
نگاهی به من انداخت و گفت :مگر نگفتم
کسی تو نیاید؟بیرون باش پسر.
گفتم :لطفالله پیرمرادی هستم.
اسمم درآمده برای اجباری،پدرم را بازداشت کردهاید،آمدهام خودم را معرفی کنم.پدرم کجاست؟
پدر که روی صندلی نشسته بود تا مرا
دید،بلند شد.عصبی و مضطرب نشان میداد.سیگارش به فیلتر رسیده بود،
آن را انداخت و مرا در آغوش کشید.
سرگرهبان صدایمان کرد.
برگهای را از لای پوشهای رنگ و رو رفته
در آورد.
دست پدر را گرفت،انگشتش را در جوهر
فرو کرد و پای برگه کوبید و رو به پدر
گفت:شما مرخصید.
پدر نفس راحتی کشید،دستهای مرا
توی دستش گرفت،پیشانیام را بوسید
و گفت:در پناه مرتضی علی.
تایپ متن: کوثربانو
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝