eitaa logo
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
4.5هزار دنبال‌کننده
43.2هزار عکس
34.2هزار ویدیو
38 فایل
🔆 هدف واضح و روشن است ✅ میخواهیم با جهاد تبیین امید را به جامعه تزریق و توطئه‌های دشمنان را خنثی کنیم ...                 @Keynoo ✅ گروه سیاسی عماریون(مختص بانوان) https://eitaa.com/joinchat/3092382450C2d7052bf99 تبادل و تبلیغ @NaebeMola313
مشاهده در ایتا
دانلود
زمینه|کربلایی مصطفی مروانیHaftegi1403_02_06 (3).mp3
زمان: حجم: 13.2M
باید با این جراحت‌های سینه‌ام بیام کنار پیکرت بشینم😭 کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
#ماندلای_ایران قسمت پنجاه: دلم‌می‌خواست‌به زمین و زمان‌بدوبیراه‌بگویم. از پل که گذشتیم،تکان‌های زی
قسمت پنجاه‌ویکم: از تاسیسات دور شدیم و به شهر نزدیک‌تر..‌. ما را به حوزه‌ی نظام وظیفه اهواز در خیابان پهلوی بردند. شب را در خوابگاه گذراندیم. فردا پس از صبحگاه و صبحانه موهایمان را تراشیدند. ظهر بود که از بلندگو صدایم کردند. پدرم از روستا آمده بود. این همه راه را چطوری و با چه وسیله‌ای آمده بود؟برایم عجیب بود. دست انداخت گردنم و گریه کرد. من‌هم گریه کردم. ظاهرا با کلی التماس سرگرد دادفر رئیس حوزه را راضی کرده بود تا اجازه بدهند مرا ببیند. گفت که دلش برایم تنگ شده و نمی‌تواند دوری مرا تحمل کند. هرکاری کردم آرام نمی‌شد.تهدید کردم اگر بی‌تابی کند از خدمت نظام فرار می‌کنم،کوتاه آمد.وقتی می‌رفت چشم‌هایش پر از اشک بود. ****************************** لباس سربازی پوشیدیم و منتقل شدیم به مقر فعلی لشکر۹۲زرهی اهواز که آن روزها تیپ۱۰زرهی نام داشت. اولین باری بود که این‌همه از خانه دور می‌شدم. تقسیم شدیم.من و چند نفردیگر سالن شماره سه نصیبمان شد. در سالن ما هفت،هشت تخت آهنی قرار داشت.سقف سالن خیلی بلند بود. باخودم پرسیدم:چرا؟ در نگاه اول باعث تعجبم شده بود. سقف خانه‌های ما در روستا کوتاه بود، خیلی کوتاه تر از آن سالن. چند لامپ با سیمی تقریبا بلند از سقف آویزان بود. من با پسری اهوازی هم‌تخت شدم. روز اول به هرکداممان یک‌جفت پوتین سیاه براق و یک شلوار و پیراهن خاکی دادند. توی سالن گشتی زدم شاید دوستی،هم‌ولایتی،فامیلی،کسی‌را پیدا کنم. گشت‌وگذارم نتیجه داد،خلیل،خداداد،علی‌رحم دانشی و محمد ممبینی را دیدم.دلگرم شدم. همه هم‌ولایتی و اهل منطقه بودند. تایپ متن: کوثر بانو کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
قسمت پنجاه‌و دوم: شب،گروهبانی که با یکی از بچه‌ها فامیل درآمده بود گفت که آموزش در این پادگان سخت و انضباط آن وحشنتاک است.گفت:ممکن است در هفته اول چند کیلو وزن کم کنید. ترسیده بودم.بخصوص شب اول که خاموشی دادند و همه‌‌جا تاریک شد. هرطرف را نگاه می‌کردم سیاهی‌بود و سیاهی. نیمه‌های شب صدای گریه شنیدم. دوباره دلتنگ مادر شدم. دوست‌داشتم مثل پرنده‌ای تا محمد آباد می‌پریدم. خوابم نمی‌برد ولی سعی می‌کردم به زور خودم را خواب کنم. گروهبان گفته بود که کله‌ی سحر بیدارباش می‌دهند و کسی که خوب نخوابیده باشد در طول روز کم می‌آورد و باید منتظر تنبیه باشد‌. دوست نداشتم تنبیه شوم،ولی هرکاری می‌کردم خوابم نمی‌برد. عدنان که تخت پایین بود هم خُر و پف عجیبی راه انداخته بود. صدایش مثل مینی‌بوس بود که در گردنه‌های میداود ناله می‌کند. دستشویی داشتم،اما‌ می‌ترسیدم از تخت پایین بیایم چون وقت خاموشی بود و اگر کسی را بیرون می‌دیدند،ممکن بود تنبیه بشود. یاد توصیه پدر افتادم.پدر گفته بود:{شجاع باش.کسی که در شرایط سخت روستا دوام آورده می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.} به همین چیزها فکر می‌کردم که چشم‌هایم سنگین شد.نمی‌دانم خوابیدم یانه که لامپ‌ها روشن شد و با صدای بلند،بیدارباش دادند. تایپ‌متن: کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
قسمت پنجاه‌وسوم: افسرها و درجه‌دارهای پادگان هرحرفی می‌زدند یا هردستوری می‌دادند باید کورکورانه بله قربان می‌گفتیم. می‌گفتند:{ارتش چرا ندارد.} من‌هم این را پذیرفته بودم و با خودم عهد کردم که بهترین سرباز باشم و هرگز کاری نکنم که باعث شود تنبیه شوم. **********************************دورتادور پادگان دیوار بود. خیلی دوست داشتم که پشت دیوارها را ببینم. خیلی زود آرزویم برآورده شد. وقتی نوبت نگهبانی‌ام رسید و روی برج دیده‌بانی رفتم دورتادور پادگان را با دقت تماشا کردم. چیزی نبود،دریغ از یک درخت یا چشمه‌ی آبی.تا چشم کار می‌کرد بیابان بود و بیابان.بافاصله کمی از هم خارشترهایی دیده می‌شد‌. در دوردست‌ها می‌شد رودخانه‌ای را دید که بعدها فهمیدم روخانه کارون است. مراسم صبحگاه برایم جالب بود. نظم و قاعده خاصی داشت. نظمی که در روستای ما از آن خبری نبود، اما سخنرانی‌های که توسط سرهنگ فرماندهی و معاونانش ایراد می‌شد جالب نبود. بیشتر مدح شاه و توصیه‌های درباره نظم‌و انضباط بود که گاهی با تهدید خاتمه می‌یافت. تایپ‌متن:کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
زمینه سوم|کربلایی مصطفی مروانیShab11_Moharam1402 (3)(1).mp3
زمان: حجم: 7.9M
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت😭 کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🎊 🎊 💐😍آمــوزش قــــــــرآن آغاز شـــــد😍💐 🎀 با آموزش حفظ قرآن، در کمتریـــن زمان ،خیلی آسون و اصولی آیات رو حفظ کن 🤩 با اینکار معنویـت ، آرامــش، تقویــت حافظــه و رشــد فــردی رو یکجــا به دست بیار 🥳❤️‍🔥🪴 برای جزئیـــات این دوره 😍🍃👇🏻 https://eitaa.com/tahorahanifi https://eitaa.com/tahorahanifi https://eitaa.com/tahorahanifi اینجا راحت مرحله به مرحله یاد می‌گیری حفظ قرآنت شه❤️👆🍀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر آنچه از خبر و تحلیل سیاسی روز باید بدانید ، @KEYNOO " کینو " با جهاد تبیین به شما می گوید... کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗               @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🔰دورهمی بانوان انقلابی ✅گروه سیاسی عماریون گفتمان محور است و به مسائل سیاسی روز میپردازد و به شبهات و سئوالات در حد توان پاسخ داده میشود... ✅ از شما دعوت‌می شود به گروه سیاسی عماریون بپیوندید... ♨️گروه سیاسی عماریون👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3092382450C2d7052bf99
زمینه|کربلایی محمدحسین پورفاطمیShab14_Ramazan_1445 (5).mp3
زمان: حجم: 17.6M
با غریبه‌های عالم آشنایی نکنه بیوفته بینمون جدایی کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
شور پایانی|کربلایی مصطفی مروانی1_3985094212.mp3
زمان: حجم: 5.5M
آوازت دنیا رو گرفت ای دنیای بچگیام... کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇 ╔═🍃🇮🇷🍃══════╗ @Keynoo ╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا