eitaa logo
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
4.5هزار دنبال‌کننده
43هزار عکس
34هزار ویدیو
38 فایل
🔆 هدف واضح و روشن است ✅ میخواهیم با جهاد تبیین امید را به جامعه تزریق و توطئه‌های دشمنان را خنثی کنیم ...                 @Keynoo ✅ گروه سیاسی عماریون(مختص بانوان) https://eitaa.com/joinchat/3092382450C2d7052bf99 تبادل و تبلیغ @NaebeMola313
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت‌صدوپنجاه‌ویک: با چوب روی زمین مربع بزرگی کشید. **************************** بعد با چوبی که در دست داشت چند بار روی مربع کوبید و به سربازی که همراهم بود دستوراتی داد. فهمیدم منظورش این است که باید اینجا را حفر کنم. اعتراض کردم و گفتم که این کار چند نفر است. پنج انگشتم را جلوی صورتش گرفتم و با اشاره نشان دادم که این کار پنج شش نفر است و من به تنهایی نمی‌توانم. انگار نمی‌فهمید،با تندی به سرباز دستور داد و به سرعت دور شد. با خودم گفتم بالاخره فهمید و لابد سرباز رفته چند نفر دیگر را صدا کند،اما چند دقیقه بعد با یک بیل و کلنگ برگشت و آن‌ها را پرت کرد جلوی من. داد و فریاد راه انداختم،می‌خواستم بفهمد که دارد زور می‌گوید. با اشاره او سرباز با باتوم به جانم افتاد. فهمیدم که قضیه انتقامی است و می‌خواهند به این وسیله شکنجه‌ام کنند. کلنگ را برداشتم و به جای کندن زمین به سمت افسر بعثی حمله کردم. فرار کرد،با فاصله ایستاد،کلتش را درآورد و درحالی که فاصله چندانی باهم نداشتیم به سمتم نشانه رفت. ایستادم و به چشم‌هایش زل زدم. با تهدید از من خواست که به کارم مشغول شوم. برگشتم،هنوز چند قدم دور نشده بودم که صدای شلیک بلند شد‌ درد شدیدی در ران راستم احساس می‌کردم. نتوانستم قدم بردارم. سرم را پایین آوردم و به جای اصابت گلوله نگاه کردم. پایم غرق خون شده بود. نشستم و دست گذاشتم روی محل اصابت گلوله تا از خونریزی جلوگیری کنم. در همین‌حال دو نفری به‌جانم افتادند و با چوب و باتوم به سر و صورتم کوبیدند. نمی‌دانستم دستم را سپر چوب و باتوم کنم یا روی زخم نگه دارم و جلوی خونریزی را بگیرم. تشنگی شدید،خونریری زیاد،گرمای سوزان و ضربات پی‌درپی عراقی‌ها بدنم را سس کرد. احساس ضعف داشتم. لب‌هایم خشک شده بود و نمی‌توانستن نفس بکشم. بعد از چندین سال دوباره آن حال خوش بازداشتگاه ساواک اهواز به سراغم آمد. دیگر دردی را احساس نمی‌کردم. چشم‌هایم سنگین شد. زیر لب گفتم خداراشکر شهید شدم. چشم که باز کردم توی درمانگاه اردوگاه بودم. تیر را از پایم درآورده و سرسری پانسمان کرده بودند. سردم بود و لرز داشتم. دکتر گفت: ممکن است عفونت کند. داروی خشک کننده هم نداریم. خدا خودش رحم کند‌. یک هفته توی درمانگاه بودم. تایپیست : کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
قسمت‌صدوپنجاه‌ودو: یک هفته توی درمانگاه بودم. *********************** بعد آمدند و مرا به اتاقی در قسمت بالای اردوگاه بردند. اتاق پنجره کوچکی داشت که روز بعد از انتقالم به آنجا آن را مسدودکردند و دیگر روزنه یا منقذی به بیرون نداشت. درد داشتم،توی درمانگاه لااقل آمپولی،قرصی،مسکنی،چیزی گیر می‌آمد که درد را کمتر کند،اما اینجا درد بود و درد. درد،گرما و تاریکی امانم را بریده بود. یک روز از آب و غذا خبری نبود. روز بعد در را باز کردند و یک سطل آب برای رفع حاجت و یک قرص نان جلویم گذاشتند و رفتند. آب گرم بود و نان سفت. از خودم بدم آمد. گفتم:(( آدم نباید اینقدر سخت‌جان باشد.هرکس دیگری به‌جای من بود تا حالا هفت کفن پوسانده بود.چرا نمی‌میرم؟چرا اینقدر پوست کلفت شده‌ام؟)) توی همین فکرها بودم که خوابم برد. خواب دیدم که مادرم بالای یک تپه ایستاده و با صدای بلند من و پدر را که مشغول برداشت محصول هستیم صدا می‌زند. برای اینکه از زیر کار در رفته باشم گفتم:(( پدر با اجازه بروم ببینم مادر چه می‌گوید.)) پدر خندید و‌گفت:(( سرت به‌کارت باشد پسر.)) داس را زمین گذاشت و به‌سرعت یه سمت مادر دوید. سرم را که بلند کردم هر دویشان توی آسمان پرواز می‌کردند. از خواب که بیدار شدم گریه کردم. مطمئن بودم که پدر مُرده. گفتم این چه بخت و اقبالی است که من دارم؟ در زندان برازجان پدرم را از دست دادم و در اردوگاه بعثی‌ها مادرم را. داد زدم:(( خدایا پس کی نوبت من می‌رسد؟ کی من از این همه درد و رنج راحت می‌شوم؟)) دلم برای هردویشان تنگ شده بود. چشم‌هایم را بستم با این امید که این‌بار مادر مرا هم صدا بزند. چشم‌هایم را بستم با این امید که دیگر باز نکنم. نمی‌دانم چند روز خواب بودم،فقط از تعداد قرص نان می‌شد فهمید که دو روز خواب بوده‌ام‌ گرسنگی و تشنگی امانم را برید بود. سطل آب را سر کشیدم. نان را دو تکه کردم ک گاز زدم. به سختی از گلویم پایین رفت. به دیوار تکیه دادم و با سقف زل زدم. مارمولکی به‌سرعت روی سقف جابه‌جا شد. به‌سختی نفس می‌کشیدم. جای تیر دوباره خونریزی کرده بود. درد از پای راستم به سمت کمرم تیر می‌کشید. در آن گرمای زیاد،عرق سردی روی تنم نشسته بود. می‌لرزیدم و عرق می‌کردم. سردم بود و احساس تشنگی داشتم. سرم گیج می‌رفت. دوباره از حال رفتم. تایپیست : کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
شور|کربلایی مصطفی مروانیShab10_Ramazan_1446 (7).mp3
زمان: حجم: 3.3M
بهشتم حرم اباعبدالله کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
شور|کربلایی مصطفی مروانیShab6_Ramazan_1446 (9).mp3
زمان: حجم: 10.4M
دلم آشوبه خسته شدم کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
 📣 وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه مى دانى كه چيست؟!!! الله اکبر از عظمت شب قدر!!!!!!!میهمانان عزیز الهی، به قله ، شب های قدر نزدیک شدیم لطفا این ۶ دقیقه را گوش بدید قطعا در درک عظمت شب قدر به شما کمک می کند....☝️☝️ 👌ببین از فرصت طلایی چگونه استفاده میکنی... ✔صاحب شب قدر همه ما را دعوت کرده....در شب با عظمت "قدر" دعا و استغاثه برای فرج امام زمان عجل الله را در راس همه دعاها قرار دهید... برای همه ملتمسین🤲🏻 دعا کنید 🤲 اللّهُمَّ‌ عَجِّلْ‌ لِوَلِیِّکَ‌ الْفَرَج کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
به قله ماه رمضان شبهای با عظمت قدر نزدیک شدیم بین تو و آرزویت فقط این است که از خدا با دلی صادق و با اطمینان به اجابت درخواست کنی و به پروردگارت خوش‌گمان باشی؛ خداخواسته‌ات را به تو خواهد داد. با آمادگی به استقبال شب قدر برویم در راس حوائج استغاثه برای فرج آقا 🤲اللّهُمَّ‌ عَجِّلْ‌ لِوَلِیِّکَ‌ الْفَرَج کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌« آی همۀ ماه رمضون من... » کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام امام زمانم 🤲 سلامی از انتهای بی کسی به فرمانروای عالم ... سلامی از نهایت دلواپسی به بیکران آرامش ... سلامی از روزه داران منتظر به صاحب شب های قدر... ما منتظران منتظر منتقم خون حسینیم 🤲 اللّهُمَّ‌ عَجِّلْ‌ لِوَلِیِّکَ‌ الْفَرَج کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
@TasnimNewsaqayi_tahdir_joz-17_119579.mp3
زمان: حجم: 3.8M
تلاوت جزء هفدهم قرآن کریم کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
"بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ" ✍نکات کلیدی و کاربردی جزء هفدهم قرآن مجید 🌴با آرزوی قبولی عبادات و تجلی نورانیت قران در تمام زوایای زندگی شما روزه دار عزیز به فضل الهی نکات برجسته جزء هفدهم قرآن کریم تقدیم می گردد. ✅👈ای مردم مراقب رفتارتان باشید که زلزله دنیا و شروع قیامت حادثه‌ای هولناک است. (حج: 1) ✅👈علاقه مادر به فرزند،قوی ترین علاقه هاست.لذا خداوند در بیان سختی قیامت، به قطع رابطه ی مادر شیرده و مادر باردار با فرزندش مثال زده است.(حج۲) ✅👈انتخاب راه شیطان و پیروی از او جز عذاب قطعی الهی،هیچ نتیجه ای ندارد. (حج آیه۴) ✅👈سرچشمه جدال ناآگاهان، غرور و تکبّر است. (حج آیه۹) ✅👈خدا را برای منفعت‌طلبی و رسیدن به امکانات مادی نپرستید تا اگر دچار بلا شدید به دین پشت نکنید. (حج: 11) ✅👈ایمان همراه با عمل، کلید نجات است و هیچ یک به تنهایی کارساز نیست.(حج آیه۱۴) ✅👈 دردناك‌تر از آتش دوزخ، غم‌ها و عذاب‌هاى روحى است. (۲۲- حج) ✅👈 پرده داری کعبه توسط حضرت ابراهیم (حج آیه ۲۶) ✅👈تقوای درونی باید آثار بیرونی هم داشته باشد،هر کس به شعائر بی اعتنا باشد، در حقیقت تقوای قلبی او کم است. (حج آیه۳۲) ✅👈در حوادث ناگوار صبور باشید، نماز بخوانید، در راه خدا انفاق کنید و دست دیگران را بگیرید. (حج: 35) ✅👈قربانی کنید و از گوشت آن به فقیران آبرومند و نیازمند هم بدهید. (حج: 36) ✅👈وعده حتمی خداوند برای دفاع از مومنین: إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ (۳۸- حج) ✅👈کسانی که جنگ به آنها تحمیل شده اجازه جهاد دارند؛ چون به آنان تجاوز شده و خدا کمکشان می‌کند. (حج: 39) ✅👈ارزش کارها،به انگیزه و شیوه ومقدار آن بستگی دارد.(جهادی ارزش دارد که با تمام توان در راه خدا باشد) (۷۸ حج) ✅👈كيفرهاى الهى، نتيجه‌ى اعمال خود ماست. (۹ الانبیا) ✅👈اگر ظلم کردن به همدیگر در جامعه‌ای رواج پیدا کند، خدا مردمش را مجازات می‌کند و شهرهایشان را در هم می‌کوبد. (انبیاء: 11) ✅👈حکایت اجمالی از هلاکت افراد بعضی از شهرها بر اثر غفلت و عدم قبول تذکر پیامبران در آیه‌های (انبیاء آیه ۱۱تا۱۵) ✅👈رسالت حضرت موسی و هارون (انبیاء آیه ۴۸) ✅👈داستان حضرت ابراهیم و گفتگوی ابراهیم با پدر و قومش، شکستن بت‌ها، به آتش افکندن ابراهیم (انبیاء آیه۵۱-۷۲) ✅👈داستان رسالت لوط و نجات وی از شر قومش (انبیاء آیه۷۳-۷۵) ✅👈نجات نوح و غرق شدن قوم او (انبیاء آیه ۷۶-۷۷) ✅👈داستان داوری حضرت داوود و سلیمان، زره‌بافی داوود، فرمانبری باد از سلیمان و غواصی شیاطین برای سلیمان (انبیاء آیه ۷۸-۸۲) ✅👈دعای ایوب برای رفع رنج‌هایش و استجابت دعایش  (انبیاء آیه۸۳-۸۴) ✅👈باید قدردان دانشمندان نظامی و هسته ای باشیم (۸۰- انبیاء) ✅👈بردباری حضرت اسماعیل، ادریس و  ذوالکفل (انبیاء آیه ۸۵-۸۶) ✅👈رفتن یونس از میان قومش و استجابت دعایش (انبیاء ۸۷-۸۸) ✅👈 ذکر یونسیه «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» نسخه‌ای برای نجات مؤمنین از مشکلات است. (انبیاء: 87 و 88) ✅👈دعای زکریا برای فرزند و تولد یحیی (انبیاء ۸۹-۹۰) ✅👈برای بچه‌دار شدن دعا کنید که اگر خدا بخواهد حتی به زنان نازا هم فرزند عطا می‌کند. (انبیاء: 89) ✅👈سرعت در انجام کار خیر و درخواست از خدا با امید و تواضع در استجابت دعا مؤثر است. (انبیاء: 90) ✅👈مقام زن تا بدانجا مى‌رسد که خداوند، او را همچون انبیاء مى‌ستاید و نشانه و آیت خویش در میان جهانیان قرار مى ‌هد.(۹۱ انبیا) ✅👈همۀ ما به توفیقات الهى محتاجیم.(انبیاء آیه۱۰۷) 🤲اللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن 🤲اللهم عجل لولیک الفرج کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯