الان هم قصد نداشتم به این قضییه بپردازم چون فیلم هنوز تمام نشده
اما دیدم بی انصافیه در مقابل این همه نقاط مثبت فیلم سکوت کنم
انسانیت و انصاف و حق گویی فقط درمقابل افراد هم فکر و هم نظر و هم عقیده نیست
هرجا اگر حقی بود باید تمام قد ایستاد و دفاع کرد حتی اگر اون شخص ، مورد تایید ما نباشه
این ۳ قسمتی که من دیدم واقعا لذت بردم
قسمتهای مثبت و پر محتوای زیادی داشت
✅مورد اول
اون قسمتی که خواهر زاده ی نقی داره ازش انتقاد می کنه ، دادو بیداد می کنه سرش
نقی سکوت می کنه و اجازه میده تا صحبت کنه ، نه تنها از خودش دفاع نمی کنه ، بلکه بین صحبت های خواهر زاده اش ، چندباری هم عذر خواهی می کنه
اما کار به جایی میرسه که ارسطو و رحمت و فهیمه نمی تونن این صحنه رو تحمل کنن و از محبت ها و مردانگی هایی که نقی در حق خواهر و خواهر زاده هاش در طول این چند سال انجام داده نگن
اما نقی ابدا حرفی نمیزنه و اخلاص به خرج میده
اخلاص و تواضعی که نقی تو این سکانس نشون داد خیلی شیرین و دلنشین و ستودنی بود انصافا 👌
✅ مورد دوم
ارسطو و فهیمه توضیح میدن که نقی چه خدمت هایی به خواهر و خواهر زادهاش کرده
کارها و جوانمردی ها و مردانگی هایی از نقی گفته شد که من به شخصه کلی کیف کردم
دقت کنید این کارها رو یک آدم معمولی از یک خانواده ی معمولی نه کاملا مذهبی
انجام داده
واقعا این معرفت و جوانمردی قابل تحسین و آموزنده بود👏
✅مورد سوم
دفاعی بود که هما از همسرش کرد
این زن نه تنها از نقی بلکه تمام قد از زندگی ایرانی _ اسلامی دفاع کرد
زندگی که در اون مرد خانواده برای حفظ
خانواده وموفقیت اعضای خانواده حتی گاهی از قهرمانی خودش می گذره و پولی میشه برای موفقیت خانواده
از خودگذشتگی های نقی بازهم معرفی شخصیتِ پدرهای اصیل ایرانی بود👌
✅ مورد چهارم
اونجایی که خواهر زاده ی نقی از اتوبوس میزنه بیرون و میگه دیگه با شما نمیام و می خواد برگرده
اینجا هما که زندایی ایشون میشه ، مادرانه باهاش صحبت می کنه و اون رو قانع می کنه
هما می تونست بدون اهمیت از کنار این قضییه بگذره اما با محبت ومهربانی برای انسجام این خانواده تلاش می کنه و موفق میشه ایشون رو راضی کنه تا همراهشون سفر رو ادامه بده
✅مورد پنجم
احترامیه که خواهر زاده ی نقی به زنداییش داره
حرف زنداییش رو گوش میده ، قبولش داره و بهش احترام میذاره ، حرفش رو زمین نمی ندازه
✅مورد ششم
یکی از صحنه هایی که خیلی جذاب و دلبر بود
اون سکانسی بود که خواهرزاده ی نقی برمی گرده تو اتوبوس و به خاطر بی ادبی هایی که به نقی کرده
زانو میزنه ، دایی رو می بوسه و ازش عذر خواهی می کنه
حتی وقتی نقی می خواد ازش عذرخواهی کنه ، ایشون بهش اجازه نمیده و میگه خدا نیاره اون روزی رو که دایی من بخواد ازم عذر خواهی کنه
واقعا چقدر این سکانس ها رو جوانهای ما تاثیر گذاره و اونها رو یه تکون اساسی میده تا به خودشون بیان
انصافا نشون دادن و حفظ حریم ها و حرمت ها تو این دوره زمونه مخصوصا بین جوونها که متاسفانه کمی کمرنگ شده خیلی عالی بود👏
✅مورد هفتم
همسر ارسطو هم دیگه اون کلاس گذاشتن ها و افاده ها رو گذاشته کنار و با این خانواده همرنگ شده تا جایی که خودش براشون غذا می پزه
انگاری خیلی ساله که عضو این خانواده بوده ، همونقدر صمیمی و خودمونی شده باهاشون
کنار گذاشتن اون فیس و افاده ها قابل تحسین بود👏
✅ مورد هشتم
احترام و ارادت به ائمه مخصوصا امام هشتم آقاجانمون امام رضا علیه السلام همیشه در این فیلم مشهود بود👌👏
بازهم سکانس جوری چیده شده که برن مشهد و خدمت امام رضا برسن
✅مورد نهم
چیزی که تو فیلم هامون خیلی بهش پرداخته نمیشه ولی اتفاقا خیلی نیاز ِ جامعه ی ایرانیه و اون هم ازدواج مجدد برای خانمهاست
همه تو این فیلم درک می کنن که یک زن هم بعد از فوت همسرش نیاز به همدم داره و همگی باهم متحد و یکرنگ همکاری می کنن تا بتونن پسر فهمیمه رو راضی کنن تا مادرش ازدواج کنه
کاری که خدا و رسولش هم تاکید کردن و هم خیلی اهمیت دادن
ولی متاسفانه در کشور ما با اکراه با این مورد برخورد میشه و حتی خیلی هم نهی می کنن
✅نکته دهم
احترامی بودکه به روحانیت و جایگاه یک روحانی نشان داده شد
این سکانس همه ی اون بحث پرت کردن عمامه ی روحانیون که یک مدت خیلی بولد شده بود رو شست و برد
وقتی خانواده ی نقی رسیدن خونه ی اوستا موسی ، اطلاع نداشتن که پسر این خانواده طلبه هست ، کلی باهاش شوخی کردن
اما اونجایی که ایشون رو با لباس روحانیت دیدن و متوجه شدن که آخوندهست
همگی به خاطر شوخی هاشون عذر خواهی کردن و کلی هم از اخلاصی که اون روحانی داشت مثال زدن و توضیح دادن
باید تشکر کرد از نویسنده و کارگردان این سریال به خاطر این همه نقاط مثبت و کارهای خوبی که متاسفانه داره به فراموشی سپرده میشه مخصوصا برا حرمتی که به جایگاه روحانیت قائل شدن 👏👏👏