eitaa logo
خَمود ؛
131 دنبال‌کننده
57 عکس
9 ویدیو
0 فایل
شرح‌مان آنچنانم خواندنی نیست؛ اما،خب.. گفته‌‌هایی‌ست .. " https://t.me/Khamood_m " " https://eitaa.com/Vojoom_m "
مشاهده در ایتا
دانلود
شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟ گره در روح و روانت به جهانت بزند؟ شده در خواب ببینی که تو را قرض کند؟ بروی وهم شوی تا که تو را فرض کند؟ شده در گوش تو گوید که تو را باز تو را..؟ نشوم فاش کسی تا که شوم راز تو را..؟ شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی؟ گره‌ات باز کند تا که تو خاموش شوی؟ شده یک شب برود تا که روی در پی او؟ که تو فرهاد شوی تا بشوی قصه او؟ به همان حال بگویی که تو مجنون منی به تو بیمار شدم تا که تو درمون منی شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟! گره ات کور شود غم به روانت برسد.. :)
سیگار و چای و یک گپ مردانه میخواهد دلش مرد‌ است‌ دیگر وقت غم ، هم‌خانه میخواهد دلش وقتی که بی مقصد تمام شهر را طی میکند یعنی که یک همراهیِ جانانه میخواهد دلش تنها که باشد در خودش میسوزد اما بی‌صدا هر شمع سوزان بی گمان پروانه میخواهد دلش میخواست محکم باشد اما بغض وقتی میرسد آن لحظه رستم‌ هم که باشد شانه میخواهد‌ دلش صد آدم عاقل نصیحت کرده‌اند او را ولی او یک نفر هم صحبت دیوانه میخواهد دلش :) مهدی جوینی
خَمود ؛
قانع به یک نظاره‌ی خشکیم ما ز دور.. صائب
من که تا صبح دعا گوی تو هستم همه شب چه شود گر تو به دشنام کنی یاد، مرا..!
[ هست طومار دل من به درازی ابد برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو .. ]
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم؛ دوست میدارم!
ببین شدم گرفتارت به بوسه ای هوادارت از عاشقانه ها شبیه من کسی خبر ندارد ..
ای همه‌ی سروده هایم به فدای خنده‌ات به جز تو واژه‌ای ندانم..
هدایت شده از خَمود ؛
آنکه جانم را سوخت؛ یاد می آرد از این بنده هنوز..؟!
کجایی ماهی آرام در آغوش اقیانوس؟! به من برگرد این دریای غم لبریز دلتنگی‌ست..
پشت در مانده‌ایم و درمانده..
آرزویم، مردن در صدای تو بود یا رفتن با صدایت؛ یا خاموش شدن در صدایت ..
چشمت خوش‌است و بر‌اثر خواب خوش‌تراست طعم دهانت از شکر ناب خوش‌تر است زنهار از آن تبسم شیرین که می‌کنی کز خندهٔ شکوفهٔ سیراب خوش‌تر است شمعی به‌پیش روی تو گفتم که برکنم حاجت به‌شمع نیست‌که مهتاب خوش‌تر است دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان امشب نظر به روی تو از خواب خوش‌تر است در خواب‌گاهِ عاشقِ سر بر کنارِ دوست کیمخت خارپشت ز سنجاب خوش‌تر است زان سوی بحر آتش اگر خوانیم به لطف رفتن به روی آتشم از آب خوش‌تر است ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله‌زار با من مگو که چشم در احباب خوش‌تر است زهرم مده به دستِ رقیبانِ تندخوی از دست خود بده که ز جُلّاب خوش‌تر‌است سعدی دگر به گوشهٔ وحدت نمی‌رود خلوت خوش‌است و صحبت اصحاب خوش‌تر‌ است هر باب از این کتاب نگارین که برکنی همچون بهشت گویی از آن باب خوشترست [ سعدی]