چشمت خوشاست
و براثر خواب خوشتراست
طعم دهانت از شکر ناب خوشتر است
زنهار از آن تبسم شیرین که میکنی
کز خندهٔ شکوفهٔ سیراب خوشتر است
شمعی بهپیش روی تو گفتم که برکنم
حاجت بهشمع نیستکه مهتاب خوشتر است
دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان
امشب نظر به روی تو از خواب خوشتر است
در خوابگاهِ عاشقِ سر بر کنارِ دوست
کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشتر است
زان سوی بحر آتش اگر خوانیم به لطف
رفتن به روی آتشم از آب خوشتر است
ز آب روان و سبزه و صحرا و لالهزار
با من مگو که چشم در احباب خوشتر است
زهرم مده به دستِ رقیبانِ تندخوی
از دست خود بده که ز جُلّاب خوشتراست
سعدی دگر به گوشهٔ وحدت نمیرود
خلوت خوشاست و
صحبت اصحاب خوشتر است
هر باب از این کتاب نگارین که برکنی
همچون بهشت گویی از آن باب خوشترست
[ سعدی]
-
أنا لا أضعَف اِلا حین اِشتاقُ اِلیک؛
من کم نمیآورم مگر زمانی که دلتنگت میشوم..
[نزار قبانی]