تو دنیایی گیر افتادیم که همه چیز رو باید توضیح بدیم و حوصلهی هیچ توضیح دادنی رو هم نداریم . . .!
مشکل این حرفایی که تو دل ادم میمونه اینکه مثل پلاستیک توی طبیعت، حتی پس از میلیون ها سال هم تجزیه نمیشن.
يه بار از يه حركت ناراحت ميشم و بهت ميگم، دفعه دوم ديگه بهت نميگم ميشه شروع بيخيالى🚶🏻♂!
حتی وقتی حالم خوب نیست یا عصبی ام از اطرافیانم دور میشم که نکنه یه وقت چیزی بهشون بگم ناراحت بشن
چرا هیچوقت به فکرخودم نیستم!؟
اعتماد مثل دومينو ميمونه، حالا دستت بخوره پات بخوره، عمداً بندازى، مرض داشته باشى يا هرچى وقتى ريخت ديگه كار از كار گذشته . . .!
نه اونقدر ضعیفم که همینجا تمومش کنم و نه اونقدر قوی ام که ادامه بدم؛ گیرکردم تو یه بلاتکلیفی عجیب و ازاردهنده.