eitaa logo
‌-خنثے-
63 دنبال‌کننده
141 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بضی روزا حس میکنم نقش اول یه رمان خسته کننده‌ام.
یه قسمتی تو مغز هست برای تحمل ادمای چرت من اونو ندارم؛/!
کاش میشد احساساتو ریخت دور! اینطوری انقد دلتنگت نبودم. انقدر دورمو نگاه نمیکردم که شاید ببینمت. انقدر بهت فکر نمیکردم،انقدر گم نبودم🚶🏻‍♂
ولی گاهی وقتا هم بعضی ادما فقط میان تو زندگیمون که یه درسایی بهمون بدن و برن، دنبالشون ندویید
درسته از دستت ناراحتم و میخوام سر به تنت نباشه ولی تو هر وقت که خواستی مسیج بده؛ من همیشه دلتنگتم.
چرا واقعا با اونی که خیلی دوسش داریم بیشتر دعوا میکنیم!؟ اونی که بهش بیشتر از همه احتیاج داریم رو کمتر میبینیم و اونی که دوست داریم کنارمون باشه تو گوشیه و کیلومتر ها ازمون دوره!؟
نمیخوام بخندونمت، میخوام وقتی بهم فکر میکنی لبخند بزنی.
__
‏مشکل اینجاست که حوصله‌ی ادم جدید نداریم که بخوایم خودمونو بهش بشناسونیم وگرنه کی دوست داره تنها باشه'!
از یه جایی به بعد واسه خودت لم میدی دیگه واست مهم نیس کی میاد کی میره چون میدونی اونی که موندنی باشه میمونه، اونی هم که بخواد بره،میره.
چقدر خوبه بعضی از ادما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری از سادگی نیست؛ شاید داری حرمت یه روزایی رو نگه میداری که اونا یادشون رفته🚶🏻‍♂!
سی چهل سالش بود؛ همیشه تنها قدم میزد، یه باختی تو چشاش بود، باختی که انگار یه کسیو تو فصل جوونیش از دست داده بود،تنها زندگی کردن رو خوب بلد بود شاید اونی که دیدم ده ساله دیگه ی من باشه . . ‌‌.