منه احمق فکر میکردم تو یه فرشته ای!
فکر میکردم تو تنها کسی هستی که هیچوقت هیچوقت قرار نیست بهم اسیب بزنه.
اما نه!
تو یه هیولا بودی تو لباس یه انسان.
تلاش کردم نقش بازی کنم
تلاش کردم بگم خوبم
بگم همچی داره خوب پیش میره!
اما نرفت، یه شب دیگه برای همیشه صورتم شد زشت ترین صورت.
دیگه یه اخم زشت نشست رو لبخندم.
خیلی جاها دلم برات تنگ میشه؛
نبودنت هنوز ک هنوزه خیلی جاها میزنه تو ذوقم.
ولی نیستی دیگه،کاریش میشه کرد!؟نه
حس میکنم تعادل احساساتم ازبین رفته، یا انقد بیحس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه.
بیاین منطقی باشیم، از میزان وقتی که براتون میزارن، اندازه ی دوست داشتنشون معلوم میشه.
داشت باهام دعوا میکرد که چرا شبایی که من نیستم تا چهار صب انلاینی
ولی شبایی که با هم حرف میزنیم زود میخوابی
نمیفهمید شبایی که باهاش حرف نمیزدم خوابم نمیبرد🚶🏻♂💔