تلاش کردم نقش بازی کنم
تلاش کردم بگم خوبم
بگم همچی داره خوب پیش میره!
اما نرفت، یه شب دیگه برای همیشه صورتم شد زشت ترین صورت.
دیگه یه اخم زشت نشست رو لبخندم.
خیلی جاها دلم برات تنگ میشه؛
نبودنت هنوز ک هنوزه خیلی جاها میزنه تو ذوقم.
ولی نیستی دیگه،کاریش میشه کرد!؟نه
حس میکنم تعادل احساساتم ازبین رفته، یا انقد بیحس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه.
بیاین منطقی باشیم، از میزان وقتی که براتون میزارن، اندازه ی دوست داشتنشون معلوم میشه.
داشت باهام دعوا میکرد که چرا شبایی که من نیستم تا چهار صب انلاینی
ولی شبایی که با هم حرف میزنیم زود میخوابی
نمیفهمید شبایی که باهاش حرف نمیزدم خوابم نمیبرد🚶🏻♂💔
من همیشه با حرف همه موافقم چون این تنها راهیه که میتونم ساکتشون کنم، تا دیگه حرفشونو ادامه ندن.
حالم خوب نبود ولی به یادت بودم
از زندگی خسته بودم ولی به یادت بودم
صبح تا شبمون بحث بود ولی به یادت بودم
همه بدتو میگفتن ولی به یادت بودم
همه چی سمی بود ولی به یادت بودم
با اولین چیزی که باب میلت نبود منو از یاد بردی
الان دیگه خودمم یادم نیست ، ممنون.