eitaa logo
‌-خنثے-
63 دنبال‌کننده
141 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
باور کن این ادامه دادنا دلیلش تلاش های من نیست. ادامه میدم چون راهی غیر از این ندارم. چون احساس میکنم یجورایی یه گوشه از لباسم گیر کرده به یه قطار تندرو منم که نمیتونم جلوش و بگیرم دارم همراهش کشیده میشم اونم در حالیکه تنم رو ریل های قطار کشیده میشه زخمی میشم. اصلا میشه که بزنه کنار و منو تو همین برهوت ول کنه و بره!؟ یا خودم خودمو پرت کنم که خلاص شم!؟ کدومش!؟
دیگ از خوابم میترسم🚶🏻‍♂💔
ادم از یه جا به بعد میگه بیخیال و واقعا هم بیخیال همچی میشه. بیخیال میشه و میره یه گوشه میشینه و از دور به همه ادما نگاه میکنن.
میگن ادما خودکشی کنن بمیرن میرن جهنم ، ولی خب دکتر دوتا جهنم که واسه یه نفر‌ انصاف نیست.
‏قسمتِ ما از قسمتای زندگی اینه همیشه یه ''نبود، نیست، نشد'' کنارش باشه.
دیگه حتی حوصله ندارم این حسای بد رو برای کسی توضیح بدم.
پریشان ، مبهم ، سرگردان.
فریاد ها هنجره ام را زخم کردند ، اما کسی صدایی نشنید.
اونقدر خستم که اصن تمایلی ندارم برای رفتن ، میشینم نگاه میکنم فقط.
باور کنید من اخلاقم تغییری نکرده، فقط نسبت به حرکتایی که زدین هی دارم کم حرف تر میشم.
ادم سردی نیستم فقط صمیمیت بیجا رو دوست ندارم همین!
یه مشت بغض شدیم افتادیم تو گلوی هم.