پاره ای توضیحات_قسمت چهار
«ناامیدی از تغییر»
یکی از مباحث مدیریت، ایجاد شرایط مطلوب روانی برای امنیت بخشی و امیدآوری به جامعه ی هدف است که مستلزم داشتن برنامه ای مدون، منظم و زمان بندی شده است.
بر اساس این برنامه، افراد جامعه می توانند دورنمای کاری و عملکردی مدیران را در قسمت های مختلف، محاسبه کرده و برای آینده ی خود و فرزندانشان برنامه ریزی و سرمایه گذاری کنند.
اما در لرستان، نبود دورنمای کاری(مدیریتی) در یک دوره زمانی مشخص و ضعف مدیران در داشتن یک برنامه ریزی جامع، بی تحرکی و انفعال مدیران در کسب رضایت مردم و اولویت اهداف جناحی و شخصی بر منافع مردمی، از مهمترین تیترهایی است که منجر به نارضایتی و یأس مردم از تغییر شرایط ضعیف موجود به سوی مطلوب شده است.
هندسه ی مدیریتی لرستان نیز که شکل پیچیده ای از روابط قبیله ای_جریانی است و در نهایت به یک هسته ی خانوادگی و چند پوسته ی وابستگان نزدیک منتهی می شود، مزید بر علت است.
در طول سالیان گذشته ظهور و بروز الگوهای پیچیده ی طیفی و طایفه ای، و انحصار طلبی ویژه ی قبیله ای، شکلی از مدیریت را در لرستان پدید آورده که باعث اختلافات پنهان و رقابت های مخفیانه برای تصاحب و تملک پست های مدیریتی به هر طریقی و قربانی شدن مردم شده است که نتیجه ی نهایی آن، ایستادن لرستان بر قله ی فلاکت و کسب رتبه ی اول، از آخر است.
لذا نیاز ضروری به تغییر الگوی ناکارآمد کنونی و استفاده از ترکیب مدیریت همه نگر، بعلاوه ی طراحی یک برنامه ی زمان بندی شده و نتیجه گرا بر مبنای ظرفیت های ملی و بومی، و بلوک بندی لرستان از جهات مختلف استعدادی، از مهمترین راهکارهای برون رفت از وضعیت موجود، و ورود به عرصه ی ترقی و توسعه، جهت ترمیم و تزریق روحیه سرخورده، و شکسته بندی روانی جامعه، مهمترین نیاز این روزهای لرستان است که امیدواریم دیده شود.
اسدفرهمند_خرم_آباد
https://eitaa.com/Khyaboon
سلسله و دلفان؛ پیوندی ناگسستنی
با توجه به جلسه اخیر شورای همبستگی طوایف سلسله که در مسجد امام هادی«ع» خرم آباد برگزار شد، لازم دانستم چند نکته را به سمع و نظر همه عزیزانم برسانم.
در شمال خرم آباد همیشه بین سلسله و دلفان یک پیوند برادری ناگسستنی نوشته شده است. این پیوند؛ با هیچ جریان و جلسهای، نه محدود خواهد شد نه تضعیف. در همه جریانهای سیاسی و اجتماعی در شمال شهر، سلسله و دلفان با هم تعریف شده اند. این تعریف نه بر اساس قواعد خاص، بلکه بر اساس پیوندی که از گذشتههای دور بوده و تاریخِ محبت آن به زیبایی جغرافیایی است که در آن زندگی میکنیم.
این تاریخِ محبت، در این جغرافیای زیبا مثل عهدنامه ای از قلب سلسله به دلفان و از قلب دلفان به سلسله، بر یک مدار موازیِ دائمی در جریان است. موضوعی که به واسطه همجواری، هم زبانی، همدلی و سایر پیوندهای اجتماعی و فرهنگی، در طول تاریخ به وجود آمده و تا ابد پایدار است. نه دهان فتنهگری میتواند آن را از بین ببرد، نه شیطنتی در کلمات میتواند کدورتی در این زمینه به وجود آورد. صد البته هوشیاری برادران آگاه و فرهیخته دلفانی، تاکیدی بر این محبت و مودت دیرین و پیشین است.
موضوع این پیوند در شورای مرکزی همبستگی طوایف سلسله همواره مد نظر بوده و حسن توجه و اهتمام ویژه به این مسئله یکی از دغدغههای اصلی بوده و هست. اما با توجه به تعداد زیاد طوایف وابسته به سلسله و گستردگی جغرافیایی و انسانی موضوع در شمال خرم آباد و الشتر و ضرورت ایجاد یک ساختار اولیه برای نظم بخشی به این طوایف، این ضرورت را به وجود آورد که ابتدا به طوایف سلسله پرداخته شود، سپس در ساختار تشکیل شده، همبستگی و اتحاد برادران دلفانی ساکن در شمال خرمآباد به این ساختار صورت گیرد.
البته غیر از سلسله و دلفان، برادران و خواهران دیگری از سایر ایلات و طوایف در شمال خرم آباد ساکن اند و زندگی میکنند که در حوزه شمال شهر تعریف می شوند. از جمله ایل بزرگ قلایی که همواره با سلسله تعریف شده اند. لذا همه این عزیزان شامل این ساختار در شورای همبستگی طوایف سلسله اند و باعث افتخار است که در جوار این عزیزان هستیم.
به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی طوایف سلسله این نکته را تاکید میکنم که ما هرگز به دنبال خط کشی و تفرقه نبوده و نیستیم اما برای حرکت در مسیر مشخص، نیازمندیم نیروهای انسانی ساکن در شمال شهر را جهت حضور در موضوعات مختلف اجتماعی و سیاسی، سازماندهی کنیم. چون قاطبه و کلیت جمعیت با طوایف سلسله است ابتدا از سلسله شروع کردیم.
لذا از همه برادران دغدغه مند، اندیشمند، ارزشمند و جمع نگر بابت همه ی کاستی هایی که ممکن است در این مسیر به وجود آمده باشد عذرخواهی کرده و امیدواریم با تذکرات، راهنمایی ها و پیشنهادات سازنده ی شما به یک مسیر وحدت بخش برای خدمت به خودمان، شهرمان و میهن مان برسیم.
ارادتمند و کوچک همه عزیزان
اسد فرهمند ـ خرم آباد
۳۰ مرداد ۱۴۰۵
https://eitaa.com/Khyaboon
قالی بافته شده در عراق در سال ۱۹۷۰ که خلیج فارس در آن حک شده است, ۱۲ سال بعد از دوخت این قالی، "هیبت الحلبوسی"، رئیس پارلمان عراق به دنیا آمده...
https://eitaa.com/Khyaboon
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴عامل اصلی تورم داخل ایران تحریم نیست بلکه عامل اصلی چاپ پول و ایجاد نقدینگی در بانکهاست
🔹به نظرتون کیا از این قضیه سود میکنن؟ کاسبان تورم کیا هستن؟
https://eitaa.com/Khyaboon
بساز و بکوب
بچه که بودیم کنار همین رودخانه دره گرم که الان به یک جو تبدیل شده، خانه می ساختیم. از صبح تا ظهر گل می ساختیم، سنگ و چوب می آوردیم، با ذوق و حرارت طراحی و اجرا می کردیم، ظهر که می شد با یک لگد زحمات چند ساعته را هدر می دادیم و دست و پای گلی به خانه برمیگشتیم.
بزرگتر که شدیم یاد گرفتیم که زحمات مان را هدر ندهیم. اگر می خواهیم تا ظهر بسازیم، اولا باید جای درستی بسازیم که مجبور نباشیم ظهر آن را بکوبیم و خراب کنیم. دوم این که این زحمت را نه برای سرگرمی بلکه هدفمند کنیم و برای وقت مان ارزش قائل باشیم.
خیلی بزرگتر که شدیم، فهمیدیم که حتی اگر جای درستی بسازیم و هدفمند کار کنیم باید مراقب دیگران باشیم که کارمان را خراب نکنند. دیگرانِ ناتوانی که در کمین نشسته اند تا اگر ما ساختیم آنها بکوبند.
در این دنیای بساز و بکوب باید یاد بگیریم هر چند همه تکخوری و تکروی می کنند اما ما باید تکخوری، تکروی، تک محوری، تک سرنشینی، تک نظری و تنگ نظری را مهار کنیم. باید یاد بگیریم که با پیوند ایده ها و اشتراک گذاری اندیشه ها به جایگاهی دست پیدا کنیم که اکثریت را به ادامه مسیر قانع کرده تا از بساز و بکوب نجات پیدا کنیم.
بساز و بکوب هایی که پیش از انتخابات، بساز و بفروش اند. پیش از انتخابات بر اساس معادلات، معاملات را طوری جوش می دهند تا جوش های چرکین شان، خال خالی به نظر بیاید.
اگر چه دوستانی که نمی شناسم مدام زنگ می زنند که وسط این معادلات چند مجهولی بی جواب، دارند معامله ات می کنند تا خودشان را پشت سرت سفید کنند اما وقتی به هدفی ایمان داری نه از بساز و بکوب ها می ترسی نه از سفیدکننده های چند رنگی که لای توهمات توطئه، تحلیل های تکراری و بی نتیجه ارائه می دهند تا گرگ سازی کنند و ادای سگ نگهبان را در بیاورند.
با وجود این که می دانم مسیر وحدت، ناصاف تر از آن است که از دور دیده می شود! با وجود این که می دانم بسیاری از بانیان وحدت، دنبال شرکت سهامی خاص اند تا سهمشان را از وقایع آینده دریافت کنند! با وجود این که می دانم چاله های مسیر، چاه های عمیقی اند که مدعیان وحدت در طول سالهای گذشته حفر کرده اند و با آب تفرقه، درختانش را کهنسال و قطور نموده اند! با وجود این که بعضی وقتها فقط دوست دارم فحش بدهم اما در مسیر وحدت باید سکوت کرد و آرام بود.
فقط باید به آدمهای اطراف، سیگنال ها، فرکانس ها، صداها، سیماهای به ظاهر مصلح و سینماهای پر از پرده ای که فقط فیلم های مافیایی نشان می دهند، شک کرد. باید با این آدمها زندگی کرد. زیست. چون معاصرشانی. چون در جبر و هندسه و مثلثات تمامی لحظات زندگی ات رخنه کرده اند. باید جلوتر رفت. تا با عمق ماجرا برخورد کنی. با آدم های عمیق و نیمه عمیقی که فهمشان از تو اسباب بازی است.
این روزها همه فشار می آورند تا«اسد» خودشان را در تو قالب کنند. تا چند «اسد» باشی! با چند زبان. با زبان هایی که بعضی وقتها خودت هم معنای کلمات و عباراتش را نمی فهمی. این روزها باید لوکیشن کلماتت را بر اساس فهم منافع و درک مصالح طرف مقابلت تنظیم کنی.
این روزها بازگشت به تنظیمات پیشفرض سخت است. در مسیر، آپشن هایی به تو اضافه می شود که برگشت ناپذیر بودنت را تضمین می کند. این روزها برای حرکت در مسیر، فقط باید آرام بود و شناخت...!
اسد فرهمند ـ خرم آباد
۳۱ مرداد ۱۴۰۵
در خیابان با من قدم بزن👇
https://eitaa.com/Khyaboon
#شوک_ژئوپولیتیک_آمریکا
ساختار سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا با مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته روبهروست که در صورت تداوم میتواند به کاهش تدریجی قدرت نسبی و هژمونی آمریکا و حرکت جهان به سوی چندقطبی شدن منجر شود.
جنگ #خلیج_فارس و تجاوز نظامی آمریکا به ایران در کنار جنایات جنگی گسترده اسرائیل و آمریکا موجب گردیده که گسل های بزرگ اقتصادی و سیاسی آمریکا فعال شوند و ممکن است مقدمات یک زلزله بزرگ برای آن کشور گردد.
مهمترین خطرهای فراروی آمریکا عبارتاند از:
۱. بدهی و کسری بودجه فزاینده:
بدهی ملی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و استمرار کسری بودجه، پایداری مالی دولت را با چالش روبهرو کرده است.
۲. افزایش هزینه بهره بدهی:
افزایش بدهی و نرخ بهره میتواند چرخهای از کسری بیشتر، بدهی بیشتر و بهره بیشتر ایجاد کند.
۳. کاهش تدریجی نقش دلار و رقابت یوان و یورو:
حرکت جهان به سوی نظام چندارزی میتواند بخشی از تقاضای ساختاری برای دلار و اوراق خزانه آمریکا را کاهش داده و هزینه تأمین مالی آمریکا را افزایش دهد.
۴. هزینه سنگین جنگها و تعهدات نظامی:
هزینههای نظامی و مداخلات خارجی علاوه بر فشار مالی، میتواند موجب فرسایش مشروعیت و افزایش انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به آمریکا شود.
۵. فرسایش اتحادها و تقویت چین:
کاهش اعتماد متحدان و همزمان افزایش قدرت اقتصادی، صنعتی و فناوری چین میتواند موقعیت نسبی آمریکا را تضعیف کند.
۶. تورم، انرژی و نرخ بهره بالا:
این عوامل میتوانند بهصورت زنجیرهای عمل کنند:
شوک انرژی → تورم → نرخ بهره بالاتر → هزینه بیشتر بدهی
۷. شکاف داخلی و تنش فدرال ـ ایالتها:
افزایش هزینههای دولت فدرال و انتقال آن به شهروندان و ایالتها میتواند شکاف سیاسی میان واشنگتن و برخی ایالتها را تشدید کند. تجزیه آمریکا سناریویی بسیار شدید است، اما تضعیف انسجام فدرال خطر واقعبینانهتری است.
۸. شوکهای ژئوپولیتیک:
جنگ بزرگ، بحران تایوان، اختلال انرژی و تجارت یا رویارویی قدرتهای بزرگ میتواند همزمان چند بحران اقتصادی و مالی را فعال کند.
۹. بحران اعتماد در بازار بدهی:
خطر اصلی فقط رسیدن بدهی به یک عدد مشخص نیست؛ بلکه ممکن است بازارها زودتر اعتماد خود را به پایداری مالی آمریکا از دست بدهند و برای خرید اوراق خزانه، نرخ بهره بیشتری مطالبه کنند.
۱۰. تغییر آرایش ژئوپولیتیک خاورمیانه:
یکی از مهمترین پیامدهای تضعیف نسبی هژمونی آمریکا میتواند افزایش استقلال استراتژیک کشورهای منطقه و شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید باشد.
توافق دفاعی جدید عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه، که در ۷ اوت ۲۰۲۶ امضا شد، نمونه مهمی از این تغییرات است. این توافق حمله مسلحانه به یکی از سه کشور را حمله به هر سه تلقی میکند و بر تقویت همکاری دفاعی و بازدارندگی جمعی تأکید دارد.
این تحول لزوماً به معنای حذف فوری آمریکا از خاورمیانه یا تشکیل ائتلافی برای نابودی اسرائیل نیست؛ اما نشان میدهد کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال تنوعبخشی به ترتیبات امنیتی و افزایش استقلال راهبردی خود هستند.
از سوی دیگر، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نشان داده است که برتری نظامی الزاماً به پیروزی سریع و تعیینکننده سیاسی منجر نمیشود. طولانی شدن جنگ و تداوم بنبست، هزینههای ژئوپولیتیک و اقتصادی آن را افزایش داده است.
در نتیجه، مشکل اسرائیل و آمریکا در منطقه صرفاً یک کشور یا یک جبهه نیست؛ بلکه میتواند در بلندمدت با تغییر موازنه قدرت و شکلگیری شبکههای مستقل منطقهای پیچیدهتر شود.
جمعبندی
هیچیک از این عوامل بهتنهایی الزاماً موجب سقوط آمریکا نمیشود؛ خطر اصلی، همزمانی و اثر زنجیرهای آنهاست.
بدهی → بهره → کسری → فشار مالی → کاهش اعتماد → افزایش هزینه تأمین مالی → تضعیف نسبی دلار → چندقطبی شدن جهان
محتملترین سناریو فروپاشی ناگهانی آمریکا نیست؛ بلکه کاهش تدریجی قدرت نسبی آمریکا و انتقال جهان از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی است.
اما چیزی که میتواند این روند تدریجی را ناگهان شتاب دهد، یک بحران بزرگ اعتماد یا شوک ژئوپولیتیک است.
در چنین شرایطی، یک جنگ بزرگ یا بحران منطقهای میتواند همزمان بازار انرژی، تورم، نرخ بهره، بازار اوراق، دلار، تجارت جهانی و اتحادهای سیاسی را تحت فشار قرار دهد.
خطر اصلی برای آمریکا شاید هیچیک از این عوامل بهتنهایی نباشد؛ بلکه همزمانی آنها و تاثیر متقابل و دومینو وار و تبدیل بحران های مختلف به ابر بحران است.
دکتر محمد طاهر کنعانی
https://eitaa.com/Khyaboon