eitaa logo
خیابون
228 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1هزار ویدیو
20 فایل
زیستن در کلمات را ترجیح می دهم... به وقت جنگ برادرم، به وقت آرامش، منتقد! سپاس از حضور همه عزیزان هدف از راه اندازی این کانال، نقد فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی موضوعات به زبان طنز و جدی است. همراهی و همکاری شما باعث افتخار بنده است. اسد فرهمند
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی رئیس دست رد به زانوم زد. لیلی گلستان در گفتگو با ایسنا گفته: برای ممیزی یک کتابم برای عبارت «دست رد بر سینه‌اش زد...» اصلاحیه آمد که این را بردارید و به جای «سینه» چیز دیگری بگذارید. بر این اساس، متن اصلاح شده یک مجموعه داستان ایرانی را که بعد از اصلاح و ممیزی در صف انتشار است، در ادامه می‌خوانید: نکته: نویسنده برای پیشگیری از هرگونه شائبه به جای کلمه «سینه» از «زانو» استفاده کرده است. وقتی رئیس دست رد به زانوم زد و با وام موافقت نکرد راهی خونه شدم. غم سنگینی توی زانوم حس می‌کردم و احساس می‌کردم دنیا به آخر رسیده. تا غروب توی کوچه‌ها گشت زدم و دست آخر، شب با بچه‌ها رفتیم هیئت زانو زنی. یه کم خالی شدم. صبح وقتی از خواب بیدار شدم کمی خس خس زانو داشتم؛ فکر کنم «زانو پهلو» کردم! یه پرنده لب پنجره نشسته بود. زانو کفتری بود و زل زده بود به من... انگار داشت می‌گفت: دوباره برو پیش رئیست و زانوتو سپر کن و بگو این وام حق منه بعد پر زد و رفت زانوکش آفتاب... قلبم به تپش افتاده بود و حس می‌کردم امید توی قفسه زانوم جریان پیدا کرده... راه افتادم. با خودم گفتم اولین جمله‌ای که به رئیس می‌گم باید این باشه: آقای رئیس! برادر عزیز! ما خودمون زانو سوخته‌ایم، چرا ما رو تحویل نمی‌گیری؟ برای اینکه دچار استرس نشم، سر راه یه شربت زانو خریدم و با آب معدنی خوردم و راه افتادم. به اداره رسیدم. رفتم دفتر رئیس. زانویی صاف کردم و گفتم: چند دقیقه با رئیس کار دارم. می‌خوام با ایشون زانو به زانو حرف بزنم، مرد و مردونه. داخل شدم. رئیس زانوی دیوار وایستاده بود و داشت خیابون رو نگاه می کرد. هنوز سلام نداده بودم که گفت: اگه می‌خوای سنگ این جماعت تازه به دوران رسیده رو به زانو بزنی، بهتره برگردی پشت میزت زانویی صاف کردم و گفتم: نخیر قربان بنده برای عرض دیروزی دوباره مزاحم شدم. احساس کردم رئیس زیاد حالش خوب نیست و کمی شنگوله! ته مانده شربت زانو رو درآوردم و دادم بهش و گفتم: مرهم زانو درده از هر نوعش خوشش اومد. لبخندی زد و گفت: تو هم کارمند خوبی هستی‌ها. گفتم: ما زانو چاک شمائیم. بعد هم دستم رو گذاشتم روی زانوم به نشانه احترام. گفت: خب حالا چی می‌خوای؟ رئیس که شربت زانو رو خورده بود و درد زانوش بهتر شده بود، گفت: زانو مالامال درد است ای دریغا مرهمی... (لیلی گلستان مترجم و نگارخانه‌دار ایرانی، عضو کانون نویسندگان ایران و دختر ابراهیم گلستان) ❤️ @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نحوه دریافت خسارت ناشی از نوسانات برق چگونه است؟
کلاس تجزیه! دانش آموزان و معلم کلاس! ❤️ @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
اولیای اروپا پشت در دیدار با مدیر دبیرستان 😂 یک فریم از همه واقعیت ❤️ @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
آب ها هنوز از آسیاب نیفتاده اند لحظه ها... بر مدار انفجار می چرخند باد در گوش زمان سوت می زند و ما آدم ها بر جغرافیای تکرار دور می زنیم. @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ انتشار برای نخستین بار ؛ 🎞 ماجرای واقعی افسران شجاع پایگاه موشکی امام علی (ع) خرم‌آباد در جریان ۱۲ روزه 🚀 ۷۰ شلیک به بهای ۴۰ جان گرامی ... ▫️ انتشار مطالب صدقه جاریه است 🎴تصاویر ساخته شده با
کتابی بی مخاطبم، که فقط کلمات مرا می فهمند! فقط کلمات...! وَ گاهی لای اینهمه مفهوم دست تکان می دهند تا جویای حالم باشند که این روزها ندارمش! جویای دلم که در دوردستی پرت افتاده است و حوصله ی دیدنش را ندارم! کتابی بی مخاطبم بی شیرازه، بی رنگ، بی مفهوم.‌‌.. بی خودم! و واژه های دور و برم که مدام صدایم می زنند اما من دیگر هیچکس نیستم... جز واژه ای گمشده لا به لای اینهمه خاطرات تاریخ مصرف گذشته که فاسد شده اند و بوی کپکشان، گوشه ی ذهنم هوار می کشد... کتابی بی مخاطبم شاعری بی شعر نوشته ای بی قلم موسیقی درونی یک وزن بی تناسب منزوی مغموم خسته انتهای سطری که به دنبال نقطه؛ پایان خط است. شاید تمام شده ام شاید... شروع دیگری است. اسد فرهمند ـ خرم آباد سوم شهریور ۱۴۰۴ @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
*مردهای ایرانی مکانیسمی دارند به نام مکانیسم باشه، یعنی وقتی خانم پیشنهاد خرید یا مسافرت میده، مرد خانواده میگه باشه...* *فقط خوبیش اینه که در حد همون باشه باقی میمونه و عملی نمیشه...* ان شاءاللّٰه مکانیسم ماشه هم مثل مکانیسم باشه بی اثر باشه...* @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌
بلوک شرق به شکل قطعی تشکیل شده است. فقط یک ساختار مالی می خواهد و یک ناتوی شرقی! @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‎‌