eitaa logo
خیابون
229 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.1هزار ویدیو
21 فایل
زیستن در کلمات را ترجیح می دهم... به وقت جنگ برادرم، به وقت آرامش، منتقد! سپاس از حضور همه عزیزان هدف از راه اندازی این کانال، نقد فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی موضوعات به زبان طنز و جدی است. همراهی و همکاری شما باعث افتخار بنده است. اسد فرهمند
مشاهده در ایتا
دانلود
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرط عجیب بانک ها برای پرداخت وام🎥 🔹محمدجواد محقق‌ نیا، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی: یک رقابت منفی در سیستم بانکی حاکم شده است؛ باید بانک مرکزی جلوی آن را بگیرد و اجازه ندهد بانک‌ها در ورطه خودزنی بیفتند.
انفجار در پیجرها وقتی رییس‌جمهور درک درستی از اوضاع ندارد و دم از تخلیه ی تهران می زند! یعنی هیچ برنامه ای برای آینده نیست. وقتی حتی نگاهی ساده به عدد و رقم جمعیت تهران انداخته نمی شود و کلمات، فقط دنبال دریچه‌ای برای خروج می گردند و اخطار دقیقاً در آخرین دقیقه ی وقت اضافه داده می شود، یعنی نه این دولت برنامه ای برای آب دارد نه قبلی ها کاری کردند. فقط با سدسازی های رقابتی، آب را برای مصارف تعریف شده ی دولتی هدایت کرده اند و زیست بوم های مختلف کشور را دستخوش ویرانی کرده اند. ملت حق دارد که نگران ناترازی در همه ی عرصه ها باشد. ناترازی هایی که نتیجه ی مدیریت های غیر علمیِ حزبی-جناحی است. و دودش در چشم جامعه می رود. جامعه ای که رییس جمهورش حتی به عدد جمعیت پایتختش، به زیر ساخت هایش، به جابه جایی شهری که بیش از چند کشور است توجهی ندارد. هیچ انتظاری از او نباید داشت. قبلی ها هم برادر این رییس‌جمهور بوده اند. با ادبیاتی مبهم تر و محافظه کارانه تر. و حق باید داد اگر به زودی انفجار در پیجرهای جامعه رخ دهد. @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‌‌
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم در سال ۱۳۴۲ در روستای ده پهن در استان کرمانشاه . آغاز سال تحصیلی توسط سپاه دانش. @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‌‌
⭕️از بمب بدترهایش را سرمان میریزند ! ۴۵ تن ژل زیبایی وارد کشور شده است تا با فلج کردن عصب صورت زنان به عنوان عامل خارجی وارد بدن انسان شده تا زنان احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنند و عده‌ای هم با زیبایی بیشتر، دیگران را تحت تاثیر قرار دهد ! ▪️آیا این جامعه، زن دلسوز عاقل ندارد دست زنان جامعه را بگیرد و به آنها راه درست را نشان دهد ! به آنها بگوید تاثیر گذاری اولیه آنقدرها مهم نیست که تو بخشی از سیستم عصبی خود را فلج کنی! یعنی این جامعه پزشک دلسوز ندارد که نسبت به سلامتی و بدن انسانها احساس مسئولیت کند و مانع از گسترش چنین بازار اقتصادی در ایران، برای شرکت‌های آمریکایی و ... شود! سالی چند صد هزار فارغ التحصیل روانشناسی نمی‌تواند احساس اعتماد به نفس و خود باوری را در زنان ایران تقویت کند ! اصلا جامعه شناسی نمی‌تواند مسیر معقولتری برای ارتقای روابط و جامعه سازی پیشنهاد دهد که ما ۴۰ تن ۴۰ تن ژل وارد نکنیم ! آیا در این جامعه پژوهشگری نیست که به زنان جامعه درباره جوان و کم تجربه بودن صنعت زیبایی اطلاعات کافی دهد ! ◀️این را در نظر بگیرید ما هرگز مواردی که لازم به ترمیم با تزریق ژل زیر نظر متخصصان هستند را نفی نمیکنیم اما این همه مصرف گرایی؛ این همه دستکاری طبیعت بدن ؛ این همه مهم انگاشتن ظاهر؛ این همه هدر رفت منابع ملی کشور برای زیبایی ؛ این همه کاهش اعتماد به نفس در زنان امری نیست که بشود نادیده‌اش گرفت ! ✍️عالیه سادات @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا، روبیکا و تلگرام خودکار من فقط بر مدار انسانیت و انصاف می‌چرخد ‌‌
می ریخت تاشعرتودرتنهایی من توفان شن می شد دل صحرایی من پیراهنم رابادمی چرخاندومی رفت هرپاره برگ لحظه ی نیمایی من دست شنی پای شنی آشفته درشن شوردهل برتپه ی رسوایی من دشداشه رادرتن تن هرواژه ام ریخت زرتشت مست واج بی معنایی من شعرازتن بدوی وفرتوت قبیله نی نامه دررگهای آفریقایی من برگردهندوکعبه ی خال سیاهش هوهوبگردای شمس مولانایی من هی مست هی هی باد هی هی چرخ هی هی... هاهاعطش طاطاطلب بالایی من ناخورده مست آخرین پیمانه ام پی... ویرانه بودم بیشترویرانه ام پی... دربی نشان لحظه هایم دست دردست بادازنشانی دورنی رامست درمست شهوت به مغز استخوانم راه درراه طعم توبرروی لبانم راه درراه نوش عطش دربی نشانم تیردرتیر دروازه بامن رقص بامن جیردرجیر شاعرترین دردمرادرمن مرا مر... تاروح شب گردمرادرمن مرا مر... شب باتمام لحظه هایش تنگ درتنگ دف نامه رادف دف ددف اهنگ اهنگ بگذار ازمرززمان نوری بیا...یا... تاواژگان رافرصت شوری بیا...یا... بگذارتامرزقبیله بشکند... ند... این انحصارمیله میله بشکند...ند... بگذارگرمای تنت درمن بخوابد یک گوشه ازپیراهنت درمن بخوابد تنهایی ام رارقص کن درواژه بگذار جای کلاغم لحظه ی پر واژه بگذار حالابریزم درهمم می زن بسازم درخلسه روحم تمامی زن بسازم هان ای سراپالحظه های بی قرا...ری ازمن خمارواژه هارابرندا...ری تن پوش باران خورده ات را برتنم...تن یکباردیگررقص درپیراهنم...تن بگذارتابوی عطش درمن بمیرد این نشئه های هوش وغش درمن بمیرد تااستخوان واژه تیرم رافرو...تر آرام... پر...آرام... پر...آرام... پر...پر بااضطراب خالکوب واپسین... سین وقت دعای آخرین آمین آ...مین درشعله ی اندیشه ام می سوخت پر...ها نیش زبان قافیه تا...قاف... قا...قا می ریخت درتنهایی ام زهرزمانه پرمی زدم درپر...پر...م...آتش...زبا...نه هی مست هی هی باد هی هی چرخ هی هی... هاهاعطش طلـ طلـ طلب میخانه می می من مست اومست وعطشناک وعطش ...تش بیهوش می رقصدعطش درآتش غش تن پوش باران خورده ات را برتنم... تن من رقص درپیراهنم من تن تنم... تن اسد فرهمند ـ خرم آباد
گرونی چنان فشار آورده که فشارم رم کرده! افسار بریده. نه میشه گرفتش نه میشه ولش کرد. بدویی هم بهش نمی‌رسی! این روزها همه دنبال در رفتنن و فقط به فکر خودشونن. انگار جنگ برای بقاست. دولت هم ول کرده به امون خدا. از همه چی دست کشیده. فکر کن جنگله. گرگ ها دارن گوسفند می درن، گوسفندها دارن پاره پاره میشن. ملت و آمریکا و اسرائیل نکشه، گرونی داره پاره می کنه. اسد فرهمند ـ خرم آباد @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا
افسانه اَمیل(همیل) و مَمیل: AMIL & MAMIL  امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. «امیل» برادر بزرگ‌تر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می‌گردد و "ممیل" برادر کوچک‌تر دارای نفس "آشکار" روز پنجاه‌وپنج زمستان که هوا کمی بهتر می‌شود خود را نشان می‌دهد. چهل روز که از زمستان می‌گذرد "امیل" (چله بزرگ) به کوه می‌رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می‌نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می‌افتد و "امیل" قادر به بلند کردن سنگ و بیرون کشیدن خودش نیست. پس همان‌طور زیر سنگ می‌ماند. پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله کوچک) بفکر برادرش می‌افتد و پیش خود می‌گوید نکند در کوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا کردن برادر خود به کوه می‌رود. در این زمان (روز چهارم تا شانزدهم بهمن) طبق باور مردم هوا خیلی سرد می‌شود که آن را "ششله شش" (shashela_ shash ) می‌گویند؛ یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش که این دوازده روز هوا بسیار سرد می‌شود. "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالی که تخته‌سنگی بر رویش افتاده پیدا می‌کند. خود را به کنار او می‌رساند و هر کاری می‌کند نمی‌تواند تخته‌سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد. از آنجا که "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می‌کند. از این رو به برادرش "امیل" می‌گوید: اگر من جای تو بودم کاری می‌کردم تا "دایا دور تاوه هشکش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه" (پیرزن کناره تنور از سرما یخ بزنه و پیرمرد کنار اجاق) امیل در جواب می‌گوید: خودت چرا کاری نمی‌کنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج و پیرمرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند. ممیل می‌گوید: آخر «لم شوره بهار دوممه» یعنی باران بهار دنبالمه و هر کاری بکنم بی‌فایده است. ممیل هرچه تلاش می‌کند که امیل را نجات بدهد، نمی‌تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود به وجود می‌آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می‌شود. هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می‌کنند تا اینکه بعد از 60 روز (پایان دو چلّه) از زمستان هر دو می‌میرند و بعد از چندی مادرشان (DASHO داشو) که پیر زنی کهن‌سال است بالای سرشان می‌آید و همین‌که با جسد مرده دو پسرش روبرو می‌شود فریاد می‌زند: امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش (حالا که امیل و ممیل مردن دیگه به کی دل‌خوش کنم؟ پس باید مشعلی بردارم و دنیا رو به آتش بکشم) سپس مشعل روشنی برداشته در هوا می‌چرخاند و به سمت دنیا پرتاب می‌کند اگر این مشعل در آب افتاده و خاموش گردد سال بعد سالی سرد و پر باران خواهد بود و اگر این مشعل در خشک فرو آید سالی گرم بر زمین چیره خواهد شد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می‌رود مردم می‌گویند: داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می‌باشد. پایگاه خبری یافته شو چله تو مارک
(قابیل بی قبیله) من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور "مرتضی خدایگان
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جان مرشایمر، استاد مطرح روابط بین‌الملل: «من فکر نمی‌کنم ترامپ علاقه‌ای به درگیر شدن دوباره با ایران داشته باشد. حتی مطمئن نیستم که خودِ اسرائیلی‌ها هم چندان مایل باشند. باید به خاطر داشت که در جنگ قبلی اسرائیلی‌ها عملکرد چندان موفقی نداشتند. البته تردیدی نیست که آن‌ها در حمله‌ای غافلگیرکننده علیه ایران موفق شدند. ایرانی‌ها را غافلگیر کردند، اما دفعه بعد دیگر ایرانی‌ها را غافلگیر هم نخواهند کرد. ایران زرادخانه‌ای عظیم از موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادها در اختیار دارد و اسرائیل از بسیاری جهات هدفی بزرگ و آسیب‌پذیر است. به همین دلیل، فکر نمی‌کنم اسرائیلی‌ها مشتاق آغاز یک جنگ دیگر با ایران باشند.»