eitaa logo
خیابون
229 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.1هزار ویدیو
21 فایل
زیستن در کلمات را ترجیح می دهم... به وقت جنگ برادرم، به وقت آرامش، منتقد! سپاس از حضور همه عزیزان هدف از راه اندازی این کانال، نقد فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی موضوعات به زبان طنز و جدی است. همراهی و همکاری شما باعث افتخار بنده است. اسد فرهمند
مشاهده در ایتا
دانلود
گرونی چنان فشار آورده که فشارم رم کرده! افسار بریده. نه میشه گرفتش نه میشه ولش کرد. بدویی هم بهش نمی‌رسی! این روزها همه دنبال در رفتنن و فقط به فکر خودشونن. انگار جنگ برای بقاست. دولت هم ول کرده به امون خدا. از همه چی دست کشیده. فکر کن جنگله. گرگ ها دارن گوسفند می درن، گوسفندها دارن پاره پاره میشن. ملت و آمریکا و اسرائیل نکشه، گرونی داره پاره می کنه. اسد فرهمند ـ خرم آباد @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا
افسانه اَمیل(همیل) و مَمیل: AMIL & MAMIL  امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. «امیل» برادر بزرگ‌تر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می‌گردد و "ممیل" برادر کوچک‌تر دارای نفس "آشکار" روز پنجاه‌وپنج زمستان که هوا کمی بهتر می‌شود خود را نشان می‌دهد. چهل روز که از زمستان می‌گذرد "امیل" (چله بزرگ) به کوه می‌رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می‌نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می‌افتد و "امیل" قادر به بلند کردن سنگ و بیرون کشیدن خودش نیست. پس همان‌طور زیر سنگ می‌ماند. پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله کوچک) بفکر برادرش می‌افتد و پیش خود می‌گوید نکند در کوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا کردن برادر خود به کوه می‌رود. در این زمان (روز چهارم تا شانزدهم بهمن) طبق باور مردم هوا خیلی سرد می‌شود که آن را "ششله شش" (shashela_ shash ) می‌گویند؛ یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش که این دوازده روز هوا بسیار سرد می‌شود. "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالی که تخته‌سنگی بر رویش افتاده پیدا می‌کند. خود را به کنار او می‌رساند و هر کاری می‌کند نمی‌تواند تخته‌سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد. از آنجا که "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می‌کند. از این رو به برادرش "امیل" می‌گوید: اگر من جای تو بودم کاری می‌کردم تا "دایا دور تاوه هشکش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه" (پیرزن کناره تنور از سرما یخ بزنه و پیرمرد کنار اجاق) امیل در جواب می‌گوید: خودت چرا کاری نمی‌کنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج و پیرمرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند. ممیل می‌گوید: آخر «لم شوره بهار دوممه» یعنی باران بهار دنبالمه و هر کاری بکنم بی‌فایده است. ممیل هرچه تلاش می‌کند که امیل را نجات بدهد، نمی‌تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود به وجود می‌آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می‌شود. هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می‌کنند تا اینکه بعد از 60 روز (پایان دو چلّه) از زمستان هر دو می‌میرند و بعد از چندی مادرشان (DASHO داشو) که پیر زنی کهن‌سال است بالای سرشان می‌آید و همین‌که با جسد مرده دو پسرش روبرو می‌شود فریاد می‌زند: امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش (حالا که امیل و ممیل مردن دیگه به کی دل‌خوش کنم؟ پس باید مشعلی بردارم و دنیا رو به آتش بکشم) سپس مشعل روشنی برداشته در هوا می‌چرخاند و به سمت دنیا پرتاب می‌کند اگر این مشعل در آب افتاده و خاموش گردد سال بعد سالی سرد و پر باران خواهد بود و اگر این مشعل در خشک فرو آید سالی گرم بر زمین چیره خواهد شد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می‌رود مردم می‌گویند: داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می‌باشد. پایگاه خبری یافته شو چله تو مارک
(قابیل بی قبیله) من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور "مرتضی خدایگان
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جان مرشایمر، استاد مطرح روابط بین‌الملل: «من فکر نمی‌کنم ترامپ علاقه‌ای به درگیر شدن دوباره با ایران داشته باشد. حتی مطمئن نیستم که خودِ اسرائیلی‌ها هم چندان مایل باشند. باید به خاطر داشت که در جنگ قبلی اسرائیلی‌ها عملکرد چندان موفقی نداشتند. البته تردیدی نیست که آن‌ها در حمله‌ای غافلگیرکننده علیه ایران موفق شدند. ایرانی‌ها را غافلگیر کردند، اما دفعه بعد دیگر ایرانی‌ها را غافلگیر هم نخواهند کرد. ایران زرادخانه‌ای عظیم از موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادها در اختیار دارد و اسرائیل از بسیاری جهات هدفی بزرگ و آسیب‌پذیر است. به همین دلیل، فکر نمی‌کنم اسرائیلی‌ها مشتاق آغاز یک جنگ دیگر با ایران باشند.»
تقسیمات ژئوپولتیک کنونی، برآورده کننده نیازهای آمریکا و متحدانش نیست. خاورمیانه ی جدید باید بر اساس منافع و نیازهای جدید آنها طراحی شود. شکل گیری هر قدرتی که برای منافع غرب مزاحمت ایجاد کند، قابل تحمل نیست. لذا در هر کشوری بر اساس شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی طرح و برنامه برای تغییر، پیاده سازی می شود. هوشیاری و آگاهی ملت و اقدام عاجل دولت در فراهم نمودن شرایط مطلوب، ساده ترین راهکار است. اسد فرهمند ـ خرم آباد @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانم،مجری از مهمان برنامه آقای دکتر... می پرسه؟ این نظام باید سرنگون بشه، چون هر روز که از خواب پا میشیم میبینیم دلار بالا رفته و قیمتها گران شده!!!
وقتی هیچ راهی برای شنیدن صدای مردم نباشد، خیابان می شود تریبون! وقتی رسانه ضعیف عمل کند و مُبلغ ناکارآمدی مسوولین باشد و هیچشان را چیز نشان دهد، نتیجه سیل جمعیت معترضان است در خیابان‌ها! وقتی ناکارآمدی مسوولین در سطوح مختلف نادیده گرفته شود، نتیجه می شود نارضایتی، اعتراض و اجتماع! نتیجه می شود: قرار گرفتن فرزندان ایران در خیابان در مقابل هم! اسد فرهمند ـ خرم آباد اسد فرهمند ـ خرم آباد @Khodkar_AsadFarahmand لینک ایتا