هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
داشتم فکر میکردم وقتی امام سیدمجتبی خامنهای پیامی میدن سریع بازش میکنم و با خط به خطش سر شوق میام، ولی چقدر ساده از کنار بیانیههای امامِ شهید میگذشتم، حالا که بهش فکر میکنم فقط افسوس میخورم.
گاهی اوقات یه چیزایی درست میکنم یا میکشم بعد با کلی ذوق میرم به خانواده نشون میدم. و واکنش شون باعث میشه یه بار دیگه به اون کارم نگاه کنم و بفهمم که "اوه، راست میگه"
میریم برای افسردگی.
⋆ شوالیه
من از تو دور بشم ؟ امکان نداره . .
گفتم: چرا اباالفضل؟
گفت: آخه اباالفضل ماهه.
ماهم که برای همهست=))
این کتاب رو هم تموم کردم=)
راستش، جلدش منو جذب کرده بود و اوایل کتاب اصلا برام جذاب نبود...
حتی نمیدونستم که خانومنازِ قصه قراره بشه همسر شهید و این کتاب مربوط به شهید شیرعلی سلطانیه=))
هرچی جلوتر رفتم بیشتر فهمیدم چرا روی جلد کتاب نوشته بود: "روایتی از زن، بدون هیچ پسوندی"
خانومناز مصداق واقعی یه زن بود.
رنجی که میکشید، اتفاقای تلخ و شیرینی که براش افتاد، جوری که از پستی بلندی های زندگی گذشت...همهشون نشون میداد که یه زن و مادر چقدر میتونه قوی باشه=)))
#جادویورقهها
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
دلم برای سربازی که میگفت خوشحالم سربازیم داره تموم میشه و نتونست دیگه رنگ خونه رو ببینه کبابه.