ـ گفت : با گریههای کهنهی من
این حرم حس مشترک دارد ؛
شصت سال است زائرش هستم
سفرهی فاطمه نمک دارد . .
"چایترامنشیرینمیکنم"
اینکتابدراصلحکایتوجدالبین
خیروشراست
کهدرسراسرداستاندرتلاشاندتا
خودرا بهاثباتبرسانند.
اینجدالگاهیدرقالب
انقلابوضدانقلاب،گاهیدرچارچوب
اسلامواقعیواسلامِدروغینِداعش،
وگاهیمیانعشقحقیقیوغیرحقیقی
رخنشانمیدهد.
ـ شراکت در عشق،در مسلک هیچ مردی نیست،دانیال که دیگر یک ایرانی زاده بود. خیلی چیزها فراتر از تصوراتم خودنمایی می کرد.برادر مهربان من که تا به خاطر دارم،تحمل دیدن اشک هیچ زنی را نداشت،حالا سر می برید در اوج خباثت و سیادلی . . 🌚.