قول میدیم اون چشمایی که همیشه مراقبمونه رو، با دیدنِ کارای زشتِ ما، شرمنده نکنیم.
میدونیم، خودمون هم میدونیم که چقدر سخت میشه…
ولی یادِ حضرت زهرا (س) که میافتیم، یادِ اون کوچه، یادِ اون چادر خاکی…😔😭😭
به خودمون میگیم: «مگه میشه عاشقش باشیم و دلِ پسرش رو بشکنیم؟»
دیگه خسته شدیم از این دوری، از این بیپناهی…
آقا جان، دستمون رو بگیر!
میخوایم بشیم همونی که تو میخوای، همونی که تو واسهش میجنگی❤️🩹😢
دلامون داره آتیش میگیره…😔💔