شوالیه و شاپرک
دختری یتیم که در کنار دختران دیگری شبیه خودش، در کلیسای آیسلینگ بهعنوان پیشگو خدمت میکند. در واقع آنها متعهد شدهاند که به مدت ده سال و در ازای سرپناه، پیشگویی کنند. در رؤیاهای سیبل شش موجود فرازمینی حضور دارند و به او این قدرت را میدهند تا بتواند وقایع هولناک را پیشبینی کند. برای همین است که از مردم عادی گرفته تا اشراف، راهیِ کلیسا میشوند تا آیندهی خود را از زبان این دختر بشنوند.
در این نُه سال، روال زندگی سیبل و سایر خواهران کلیسا به همین شکل گذشته است تا اینکه شوالیهای جذاب و مرموز به اسم رودریک، از راه میرسد که نهتنها گستاخ و یاغی است، بلکه رؤیا و پیشگویی در نظرش هیچ ارزشی ندارند. این در حالی است که همگی آرزو دارند هرچه زودتر دوران خدمتشان و رؤیابینی و پیشگویی به پایان برسد. اما این تنها اتفاق تازه و عجیب نیست! با اینکه تا پایان زمان خدمت سیبل و خواهرانش مدت زیادی نمانده، خواهران پیشگو یکی پس از دیگری ناپدید میشوند. سیبل باید برای کشف حقیقت و نجات جان خود، به دنیای ناشناخته و پرابهام خارج از صومعه قدم بگذارد، بنابراین چارهای ندارد که با زبان گزندهی رودریک کنار بیاید و با کمک خواستن از او رهسپار سفری ناشناخته شود.
📚@book land📚