eitaa logo
دانلود
یک شباهت دور و مـضحک بـا مـن داشـت . مثـل اینکـه عکـس مـن روی آینـۀ دق افتـاده باشـد. مـن همیـشه شـکل پـدرم را پــیش خــودم همــینجــور تــصور مــیکــردم. بــه محــض ورود رفــت کنــار اطــاق چمباتمه زد. من به فکرم رسید که برای پـذیرایی او چیـزی تهیـه بکـنم. چـراغ راروشـن کـردم، رفـتم درپـستوی تاریـک اطـاقم، هرگوشـه را وارسـی کـردم تـا شاید بتوانم چیزی باب دنـدان او پیـدا کـنم ­اگـرچـه مـیدانـستم کـه درخانـه چیزی به ذهنم نمیرسد،چون نه تریاک برایم مانده بود و نه مشروب.­ ناگهان نگاهم به بالای رف افتاد گویا بمن الهام شد، دیدم یک بغلی شراب کهنه که بــه مــن ارث رســیده بــود ­گویــا بمناســبت تولــد مــن ایــن شــراب را انداختــه بودنـد­ بـالای رف بـود. هیچوقـت مـن بـه ایـن صـرافت نیفتـاده بـودم؛اصـلا به کلی یادم رفته بود که چنین چیزی درخانه هست. [بوفِ کور]
ـ سال بلوا