#امام_حسین_ع_مدح_و_ولادت
#بحر_طویل
زمین درگیر تکرار و
زمینیها گرفتار و
به فکر کار و بار و
نان درآوردن چه دشوار و
شباهنگام مرد از درد سختیهاش بیدار و
یکی درگیر تیمار و
یکی در خانه بیمار و
یکی در فکر بازار و
یکی غرق است در افکار بسیار و
خلاصه که همه از غصه سرشار و
همه چشمانتظار و
بیقرار و
کاش باشد یک نفر یار و...
خبر آمد
خبر آمد
خبر در صدر اخبار و
همه اکنون خبردار و
رسید آن که شده بر دردها غالب
حسین بن علی بن ابیطالب
.....
حسینِ لحظههای دلپریشانی
حسینِ روزهای سخت و بحرانی
حسینِ کارگرهای شب سرد زمستانی
حسینِ مردمِ زحمتکشِ تهرانی و کرد و عرب،
ترک و بلوچ و فارس، گیلانی، خراسانی، لرستانی
حسینِ لقمههای پاک باباهای ایرانی
حسینِ لایلای مادران در موقع گهوارهجنبانی
حسینِ شعرهای جودی و عمان سامانی
حسینِ سوز و آه سازگار و لحن انسانی
حسینِ آن جوان پاک و باتقوای کرمانی
که آخر میشود قاسم سلیمانی
حسینِ گریه در شبهای ظلمانی
حسینِ سجدههای ناب طولانی
حسینِ اشکِ پنهانی
حسینِ رزم طوفانی
حسینِ غیرتِ سوری و لبنانی
حسینِ رمز موشکهای طهرانی
حسینی که به وقتش
خاک خواهد کرد صهیون را به آسانی
حسینِ تیرهای سمت سفیانی
حسینِ صبحِ عرفانی
همان صبحی که تکیه میزند بر کعبه
آن آقای نورانی
حسینی که دو عالم را شده صاحب
حسین بن علی بن ابیطالب
✍ #حمید_رمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه |
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_ولادت
باز فلک آینهبندان شده
جلوهی آسمان دوچندان شده
ماه، ستارهریز و شادان شده
مهر، زرافشان شده، خندان شده
فضای نُه فلک چراغانی است
که در مدینه باز مهمانی است
مژده کنون به باغبان آمده
بهار سوی بوستان آمده
یک گل حیدرینشان آمده
ماه بنیهاشمیان آمده
چهرهی این قمر بسی دیدنیست
بوسه ز رخسارهی او چیدنیست
شمیم نابش به فضا پخش شد
به همره باد صبا پخش شد
عطر حضورش همهجا پخش شد
فروغ نورش به سما پخش شد
فضا از او زینت دیگر گرفت
فلک از او جلوه و زیور گرفت
امبنین شاد ز میلاد اوست
محو جلالت خداداد اوست
ادب نشانهای ز اولاد اوست
عشق و شرف مایهی بنیاد اوست
محو جمال حقپرستش علیست
بوسهزن چهره و دستش علیست
صبا که بوسه بر گل یاس زد
دوباره دم ز شور و احساس زد
علی دم از لحظهی حساس زد
بوسه به بازوان عباس زد
خواست بگوید گل بیخار اوست
به عرصهی عشق، علمدار اوست
گفت که نور هر دوعینم تویی
زینت من تویی و زینم تویی
فروغ نور مشرقینم تویی
گفت که حمزةالحسینم تویی
ساقی لبتشنه، لب علقمه
تو را صدا زند "پسر" فاطمه
حسن فروغ ماه عباس شد
حسین جلوهگاه عباس شد
علی چراغ راه عباس شد
نگاه در نگاه عباس شد
نور خدا به چشم عباس دید
درون گنجینهاش الماس دید
زمان، زمانهی ابوالفضل بود
به لب ترانهی ابوالفضل بود
علم به شانهی ابوالفضل بود
فضل، نشانهی ابوالفضل بود
لطف و کرم، نشانهی جود اوست
چشم همه به جود مشهود اوست
نام ابوالفضل چنان زمزم است
به زخم سینههای ما مرهم است
کسی که فخر عالم و آدم است
باب حوائج همه عالم است
عقدهگشای عقدههای گلوست
نگاه هر که درد دارد به اوست
دل مرا پُر از نوا کرده است
غرق نوای نینوا کرده است
معطر از عطر دعا کرده است
هوایی کربوبلا کرده است
باز عطایی به «وفایی» ببخش
صله به او کربوبلایی ببخش
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه |