یکبار دیگه موقع غذا خوردن دهنتو صدا بدی ملچ مولوچ خرچ خرچ کنی همین بشقابو رو صورتت خورد میکنم دیگه نتونی چیزی از حلقومت بدی پایین.
«به سکوت خو می گرفت و آن قدر بی حضور شده بود که همه فراموشش کرده بودند، انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد.»
- سمفونی مردگان
لَبخندت کوヅ
تا این مرحله پیش رفتم باید فککنم ببینم دیگه به چی نیاز دارم
خب رسیدیم خونه بیام بقیشوجمع کنم