لَبخندت کوヅ
تا این مرحله پیش رفتم باید فککنم ببینم دیگه به چی نیاز دارم
خب رسیدیم خونه بیام بقیشوجمع کنم
گاهی حس میکنم گم شدم
نمیدونم به کدوم دیار و کدوم گروه تعلق دارم؟
هم بودن رو دوست دارم هم نبودن رو
بعضی وقتا واقعا انتخاب سخت میشه
بودنت در کنار بعضی ها و موندنت در یک نقطه باعث رکودت میشه
اما رفتن به جای دیگه و انتخاب آدم های دیگه، تورو شبیه یک رودِ زلال، به حرکت در میاره
مسیری که پراز همه هست و تهش هیچی نیست؟!
یا مسیری که پراز تنهاییه و تهش همه چیه؟!
مسئله این است