آرام باش ماهِ من درست می شود ...
نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستانی دائمی نیست
آفتاب می تابد ، شاخه ها جوانه می زنند و
تمامِ شکوفه های در انتظار ؛ متولد خواهند شد
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب ، نمی ایستد
و هیچ ماهی تا همیشه در حصار ، نمی مانَد ،
که حصار ؛ جای ماه ، آسمان ؛ جای سیاهی و باغ ؛ بسترِ شاخه های خشک و سرمازده نیست
نور ، سپاه سیاهی را میدرد ؛ حتی اگر به قدرِ روزنهای باشد ، و بهار ؛ هزار هزار زمستان را سبز میکند ، روزهای سخت ، رو به پایان است ماهِ من ؛ آرام باش...
اینُ پین کنین و برای خودتون داشته باشین؛
از تنهایی نترسید،
از اینکه دایره اطرافیانتون کوچیک بشه نترسید،
از اینکه با آدم ها کم رفت و آمد کنید نترسید یا کنار گذاشته بشید نترسید،
از این بترسید که توسط ِآدم هایی احاطه بشید که دوزاری و بدرد نخورن.
همینقدر صریح؛
«دوزاری» کلمه مناسبیه برای ادم هایی که بلد نیستن
کی چطور رفتار کنن و چی بگن
و چه چیزی رو به زبون بیارن.
نترسید اگه چارچوبتون رو حفظ کنید و طرد بشید
باور کنید آدم های حسابی فقط و فقط جذب ادم هایی میشن که سفت و محکم پای چارچوباشون میمونن.
|amir|