من پذیرفتهام که برای آدمهای اندک شماری میشود حرف زد، برایشان رفیق بود و از سویشان امیدِ رفاقت داشت...
|سیدمحمد مرکبیان|
اینم از چایی اخر☕️✨
پ.ن: این ویو از پنجره هتل بود
*(البته هتل بهش نمیشه گفت سوییت بود بیشتر)
و سلام به خونه 🏠
اومدم دیدم مامانم داره کُلُمپه(شیرینی محلی کرمان)رو درست میکنه اومدم کمکش و به شدت از این فرایند خرسندم 😊☕️