eitaa logo
لبخند قلم
39.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
46 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 🚭 تب و تبلیغات نداریم. 💌 ارتباط؛ @Hani11020
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 همیشه چیزهایی را که نداشته‌ام بسیار دوست داشته‌ام هم‌چون تو که بسیار دوری که بسیار ندارمت....
بویِ عطرِ تو غَزَل ریخت به جان و تنِ مَن ..!! دوری اَمّا ..! تو کنارِ دلمی، اینجایی ... @Nabzghalam
ما دارو را برای آفریقا ارسال کردیم و این یک کارِ انسانی و شرافتمندانه است ؛ اما داروها یک مشکل دارد ، روی آن نوشته شده : بعد از غذا ...
در عصر ما همه همیشه دیر می رسند! یکی به اتوبوس یکی به قطار یکی به یکی !
تا چشم کار میکند...
میل باریدنت نیست....؟
دل‌ِ آدمی‌ مگر‌ چقدر ‌تحمل‌ دارد‌ ندیدنت‌ را..؟! @NabzGhalam
عجايب قلب انسان قلب انسان به طور معمولی در هر سال ، سی و شش ميليون و هفتصد ونود و دو هزار بار می طپد انرژی که از قلب انسان در هر دوازده ساعت منتشر می شود برای بلند کردن يک وزنه ی 65 تنی کافی است سرعت خونی که قلب پمپاژ می کند 7500 کيلومتر در ساعت سرعت دارد مسير بين تهران و نیویورک را در يک ساعت بپيمايد قلب در هر سال دو ميليون ششصد هزار ليتر خون را پمپاژ می کند که برای حمل آن حدود 81 تانکر بزرگ لازم است ماهيچه های قلب جزء ضعيف ترين ماهيچه های بدن است پس چگونه چنين کار عظيم و سنگينی را انجام می دهند آن هم بدون استراحت به راستی کدام فلز را می شناسيد که سالی 36 ميليون بار به هم سایيده شود ولی از بين نرود چه کسی به ماهيچه های قلب دستور داده است که شما حق استحراحت نداريد؟
هر که شد بی سر و سامان کسی شاعر شد شاعری عاقبت بی سر و سامانی هاست!!
فرق من با دیگران را تا کنون فهمیده ای عاشقت بودند خیلیها ولی آواره نه...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جان به جانان کی‌رسد جانان کجا و جان کجا.mp3
زمان: حجم: 725K
"جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا در لب یار است آب زندگی در حیرتم خضر می‌رفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا چون جرس با ناله عمری شد که ره طی می‌کند تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا"