eitaa logo
لبخند قلم
39.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
46 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 🚭 تب و تبلیغات نداریم. 💌 ارتباط؛ @Hani11020
مشاهده در ایتا
دانلود
وَ أَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقالَها ...(الزلزلة/۲) گاهی، روی دلِ زمین هم چیـزی سنگیـنی می کنـد! + چیزی شبیه دلتنگی ... @Nabzghalam
بنشین! مرو! که در دلِ شب، در پناه ماه.. خوش تر ز حرفِ عشق و سکوت و نگاه نیست...! @Nabzghalam
از عصرهای پاییز تنها ملودی خش خش برگ ها به زیر قدمهای تو به وقت نم نم باران دوست داشتنی ست.... @Nabzghalam
دوستانی که صوم و صلات و ختم قران برای اموات دارند یا دیگر عبادات استیجاری... یا درخواست حرز امام جواد علیه السلام خصوصی پیام بدن لطفا به این ایدی @hani11020
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاییز دارد بدون تُو میگذرد ... به فکر آمدن باش بگذار کمی عاشقانه تر شاعری و نویسندگی کنم .... @Nabzghalam
مانند شعر های نزار قبانی زنانه زیبایی همچون شعرهای سهراب زندگی در جریان دارد و چون شعرهای نیما سرکوبانه مرا نمیخواهی و من چون شعرهای شهریار غمگینانه دوستت دارم . @Nabzghalam
هرگاه عیبی در من دیدی به خودم خبر بده نه دیگری چون تغییر آن دست من است ! نصیحت کن اما رسوا نکن سرزنش کن اما جریحه دار نکن...‌ @Nabzghalam
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد مهر با بی‌مهری و نامهربانی می‌رسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم، نم‌نمِ باران کجاست؟ بی تو حتّی فکر باران هم خیال‌انگیز شد کاش می‌شد رفت و گم شد در دل پاییز سرد بوی باران را تنفّس کرد و عطر‌آمیز شد آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد... @Nabzghalam
باز میپرسی چه طور این گونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود... @Nabzghalam
چه بگویم ؟ ز دل غمگینی که نمی داند از اندیشه ی آن کس که دلش را به تمام داد دستت یک روز چقدر بی خبری! که چه حالی دارم؟ کاش می دانستی چه به روز دل من آوردی؟ چو نگاه سردت زمن خسته دل منتظر چشم به راهت بسته بی تفاوت رد شد کاش می دانستی چه به من می گذرد؟ کاش می فهمیدی که دلم پرغو غاست و چه سخت است که پنهان بکنی این همه غوغا را کنج یک دل که شکسته است و خسته است ازاین توداری و چنین پندارد بالهایش بسته است دل من خوش بین است دوست دارد که چنین اندیشد که تو هم چون اویی عاشق و چشم به راه دوست دارد که به وقت و بی وقت دل خود خوش بکند که به یادش هستی قلبت آکنده زمهر است و پر از بی صبری و چنین اندیشد که به سان شیرین و توچون فرهادی کاش می شد که بروید یک یاس در میان غم تنهایی ما و پر از عطر کند این همه فاصله را منتطر می مانم بوته یاس میان من و تو عاقبت می روید یاس خواهدرویید طیبه دلقندی @Nabzghalam
ساده باش ؛ اما ساده قضاوت نکن نیمه ی پنهان آدم ها را ! ساده زندگی کن ؛ اما ساده عبور نکن از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی ! ساده لبخند بزن ؛ اما ساده نخند به کسی که عمق معنایش را نمی فهمی ! ساده بازگرد ؛ و به یاد داشته باش : هیچکس ارزش زانو زدن و شکسته شدن ارزش هایت را ندارد …! "گاهی خودت را زندگی کن" @Nabzghalam