چه نیاز است که من شعر تو را بنویسم؟
که تو خود، شعری و از باغِ دلم میریزی..
@مجتبی_خوش_زبان
@Nabzghalam
یا بزن سیلی به گوشم، یا نوازش کن سرم
در دو حالت چون رسد دستت به من میبوسمش!
@Nabzghalam
تازه فهمیدم چرا هر شعر ِسعدی گفته بود
عشق از هر درد بی درمان که دیدی بدتر است...
@Nabzghalam
از عصرهای پاییز
تنها ملودی
خش خش برگ ها
به زیر قدمهای تو
به وقت نم نم باران
دوست داشتنی ست....
@Nabzghalam
ساده باش ؛
اما ساده قضاوت نکن نیمه ی پنهان آدم ها را !
ساده زندگی کن ؛
اما ساده عبور نکن از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی !
ساده لبخند بزن ؛
اما ساده نخند به کسی که عمق معنایش را نمی فهمی !
ساده بازگرد ؛
و
به یاد داشته باش :
هیچکس ارزش زانو زدن و شکسته شدن ارزش هایت را ندارد …!
"گاهی خودت را زندگی کن"
@Nabzghalam
أیها الحزن...
ألم تؤلمك ركبتاك
من الجثو فوق صدورنا...؟!
ای اندوه...
آیا زانوانت
از زانو زدن بر سینههامان
بهدرد نیامد...؟!
@Nabzghalam
با لطف رضا همیشه درمان شده ام
از کفر در آمده مسلمان شده ام
جز دست محبتش مرا دارو نیست
عمریست گرفتار خراسان شده ام
پرهام_آریا
@Nabzghalam
"ناز مریم" را تو خواندی عاقبت عاشق شدم،
"قل هوالله و احد" گو تا که اسلام آورم...
@Nabzghalam
چون درون "زهر" قطعا "پادزهرش" آمده
بعد از این "نیش زبانت" مرحمت کن" بوسه ای"
@جداریات
@Nabzghalam