eitaa logo
لبخند قلم
39هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
46 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 🚭 تب و تبلیغات نداریم. 💌 ارتباط؛ @hhamidii20
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 به زنجیر عشق تو هستم اسیر امیری حسین و نعم الامیر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مویه های مادرانه ی رباب،برای علی اصغر در شبی که نبود؛ شام غریبان... باز هم می بینمت در جای جای خیمه ها می روی افتان و خیزان لابه لای خیمه ها باز هم می پایمت من پابه پای خیمه ها باز هم گم می شوی اما کجای خیمه ها؟ بر دلم افتاده پشت خیمه طوفان می شود! شیطنت های تو زیر خاک پنهان می شود! شادی از اسباب بازی های این دشت عجیب! پرچم عباس،تیغ عون،شمشیر حبیب سمت هر یک می روی آرام با ذوقی نجیب گریه هایت دلبرانه! خنده هایت دلفریب! مایه ی شور و نشاط کاروانی ماه من! کودکی های حسینی...بچگی های حسن! پرده های خیمه را پایین و بالا می کشی کودکانه چنگ بر گیسوی بابا می کشی عمه را دنبال خود هر جای صحرا می کشی گوشه ی دستار "اکبر" را ولی تا می کشی دشت هم زل می زند بر قدّ رعنای کسی خواب بد دیده...شبیه ارباً اربای کسی! کودکی!هر های و هو را دست می کوبی به هم مشق شمشیر عمو را دست می کوبی به هم طبل های روبه رو را دست می کوبی به هم تیر می آید گلو را...دست می کوبی به هم در نگاهت دشت،جولانگاه شاد کودکی ست تشنه ات مادر نباشد،بچه ای مثل تو نیست! می کنی نعلین "قاسم" را به پاها بی صدا می روی با پای کوچک سمت دریا بی صدا می کشی دنبال خود مشک عمو را بی صدا گردنت خم می شود بر شانه اما بی صدا گردنت خم می شود بر شانه اما در سکوت وای مادر! آب انگاری پریده در گلوت... پرده ی آخر به روی دست ها بی حوصله دشت در آشوب و غوغا خیمه ها در ولوله می ربایندت ز هم پیر و جوان قافله دست آخر دست بابا...بعد دست حرمله.. کاش دشت روبه رویت لااقل یک مرد داشت! یک سوال مادرانه: تیر خیلی درد داشت؟ بعد از آن بابا عبا را گاهواره می کند رفتن و برگشتنش را استخاره می کند لحظه ای سرهای تیری را شماره می کند آسمان می ایستد،با خون اشاره می کند ای سرآویزان که بستی بر حسین هر راه را! روضه ات بیچاره خواهد کرد هر مداح را! خوب شد آرام خوابیدی کناری،ماه من! کوچکی! پای دویدن که نداری ماه من! وای اگر در پای تو می رفت خاری ماه من! یا می افتادی سر راه سواری،ماه من! قامتت هر چند کوچک بود، بد اما نشد نیزه ای اندازه ی حجم سرت پیدا نشد! ردّ پایم زخم..پایم زخم..نایم زخم تر! از تمام روضه ها حال و هوایم زخم تر! آب زخمی...شیر زخمی..سینه هایم زخم تر! لای لایی زخم و آهنگ صدایم زخم تر! از نفس افتاده ام..هر دم خیالی می رسد نوحه خوان با نوحه ی "گهواره خالی"می رسد... ✍️سیده_اعظم_حسینی 🆔@Labkhandghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹سلام بر او که مرگ در نظرش از عسل شیرین‌تر بود یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ذکر کاشی‌های باب المجتبی یا قاسم است 🆔@Labkhandghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فریاد از وفای تو ای غم، که هیچ‌گاه مِیلت برای دیدنِ ما کم نمی‌شود
چشم من خیره به عکس حرمت بند شده با چه حالی بنویسم که دلم تنگ شده؟
جز سر زلف تو دل که راه ندارد در همه عالم کس این پناه ندارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا