اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیدنا السَیّد علی الخامنهای فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَن تُرید.🤲
گشت روشن دیدۀ اهل جهان
شد هلال ماه رؤیت ناگهان
من فدای این شجاعت این شکوه
آمد و فرمود: «ای ایران» بخوان
#مسعود_یوسفپور
4061-fa-nagoftehaei-az-haghayeghe-ashura.pdf
حجم:
1.8M
کتاب #pdf
"ناگفته هایی از حقایق عاشورا"
اثر آیت الله سید علی حسینی میلانی
زیارت_عاشورا_نسخه_مرحوم_قاضی_ره_توحید_تشیّع.pdf
حجم:
120.3K
زیارت عاشورا
نسخه معروف مرحوم آیتالله #قاضی رحمةاللهعلیه
* قرائت این نسخه مورد توصیه بزرگان بوده است؛ بهگونهای که علمای ربانی مقیّد به قرائت این نسخه بوده
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجتالاسلام عالی
تذکر به بیحجابی در مجالس روضه...
عشاق الرقیه4_5913622027549281519.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
🏴آجَرَكَالله یَا صَاحِبَالزَّمان
فِی مُصیبَتِ جَدِّك...🖤
سالم الرويلي089.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
🏴🏴
تلاوت سوره فجر🍃
قاری: سالم الرویلی🎤
هدیه به روح بلند حضرت اباعبدالله و شهدای دشت کربلا🖤
29.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره گونهای از زبان دو اسب که یکی بر پیکر امام حسین ع و فرزندان امام مجتبی ع
وقتی به دشت شب زده، رویای شب شکفت
جز ناله های ریزِ زنان هر چه بود خفت
اسبی تمام خستگیش را تکاند و گفت:
"امروز کوه زیر دو پایم کمر شکست!
شاید ستون عرش برین بود روی خاک
سر تا قدم کتاب مبین بود روی خاک
انگار جبرئیل امین بود روی خاک
از بس که زیر پای من امروز ، پر شکست!
پایم رسید بر تن خونین بی سری
برخاست ناله های غریبی ز دختری
فریاد "یا بُنَیَّ" شنیدم ز مادری
وقتی جناغ سینه درون جگر شکست!
نعلم به قامتی که نباید رسید و.. بعد
بند و پی و رگ بدن از هم درید و... بعد
یک بانوی مجلله از تل دوید و... بعد
تنها اشاره ای بکنم مختصر، شکست!
له شد تمام ،مهره و انگشت و پا و دست
بت، ایستاده فاتح ومغرور و نیمه مست
در التهاب هلهله ی قوم بت پرست
گویی "خلیل" بود که زیر تبر شکست!"
هی روضه روضه خاطره ها را شماره کرد
وقتی سکوت کرد و افق را نظاره کرد
اسبی به نعل خونی و سرخش اشاره کرد
آهسته گفت: "زیر سمم یاسِ تر شکست!
در ازدحام سرکش اسبان ناگزیر
طغیان وحشیانه ی شن های سر به زیر
افتاد نازکای لطیفی در آن مسیر
من بیشتر دویدم و او بیشتر شکست!
بانو نفس بریده به هر سوی می دوید
یک گله اسب از پی او شیهه میکشید
دست سوار من که به گیسوی او رسید
دستان او سپر شد و ناگه سپر شکست!
لبریز شرم بود بلوغ نجابتش
مستور نور بود بلندای قامتش
گویی سپیده بود سراپای خلقتش
تنگ غروب هدیه ی ناب سحر شکست!
از میخ نعل چهره ی آیینه زخم شد
پهلوی او کبود شد و سینه زخم شد
انگار زخم کهنه ی دیرینه زخم شد
چون گفت یا علی کمکم کن که در شکست.."
سیده_اعظم_حسینی