eitaa logo
LAUNCHERCHI
1.2هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
9.9هزار ویدیو
4 فایل
لانچرچی✌️ ⚠️برای تمام سلیقه‌ها ، طیف‌ها و گروه‌ها منبع انواع کلیپ‌های سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی💯 مدیریت ؛ @Jaran64 ادمین تبلیغات؛ @Abomohammad1986 حرف ناشناس؛ 👇👇 https://6w9.ir/Harf_10127377 ‌تقدیم به سربازان گمنام امام زمان (عجل الله )🚩
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅️ ساعت دیجیتالی جدید کاسیو با طراحی قدیمی و خاطره‌انگیز معرفی شد 🔹️کاسیو ساعت دیجیتالی جدید W-800HD-1AV را با طراحی خاطره‌انگیز و بدنه‌ی فلزی راهی بازار آمریکا و اروپا کرد. این گجت پوشیدنی ژاپنی از ظاهری کلاسیک و مربعی با ترکیب نقره‌ای و مشکی بهره می‌برد که با لبه‌های نرم و نمایشگر LCD خوانا، جلوه‌ای متعادل و جذاب دارد. نور پس‌زمینه LED سبز در محیط‌های کم‌نور کمک می‌کند. 🔹️این ساعت مردانه با باتری ۱۰ ساله و مقاومت ۱۰۰ متری در برابر آب، دوام بی‌نظیری دارد. قابلیت‌هایی مثل دو منطقه‌ی زمانی، کرونومتر دقیق، آلارم و تقویم خودکار تا سال ۲۰۹۹، کاربرد آن را کامل می‌کنند. 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
✅ جهانت را می‌بندی و کتابت را باز می‌کنی و از آن پس همه‌چیز زیباتر است! 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
✅برای رهبری دوران گذار کارتل‌های مواد مخدر مکزیک اعلام آمادگی میکنم 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
✅ قدرت تفکیک موشکای عامریکا: 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔 @Launcherchi
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ یه شوخی ساده بین پسرا با احتمال مرگ 50 درصد😂 ‌ 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔 @Launcherchi
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ در پاکستان توی عروسی ها اینجوری جشن میگیرن...😳😳 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔 @Launcherchi
🔴 ‌ای کاش من میسوختم ولی پرچمی که صدها هزار مادر شهید بخاطرش داغ فرزند دیدند نمی‌سوخت، حتی یک مورد نداریم که انقلابیون در انقلاب۵۷ ، پرچم شیر و خورشید رو آتش بزنند، پرچم‌ها در هر دوره حکومت‌ها متفاوت بوده ولی نماد ملی کشور و مورد احترام همه. 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
🍂 خاطرات طنز دوران اسارت «دعا» آزار و اذیت عراقی‌ها تمامی نداشت؛ از شکنجه‌ی جسمی گرفته تا توهین به اعتقادات. یک بار که دیگر کارد به استخوانمان رسیده بود، شورش کردیم. چند روز درگیری مستقیم با سربازها داشتیم و چند نفر مجروح شدند. بالاخره فرمانده کل اردوگاه‌های اسیران در عراق وارد اردوگاه شد و با نمایندگان مذاکره کرد. قرار شد از این به بعد، هیچ‌یک از فرماندهان و سربازان عراقی به رهبران و اعتقادات ما توهین نکنند، و ما نیز دست از شورش برداریم. توافقی دوطرفه بود. حدود یک هفته اوضاع آرام بود، تا اینکه یک صبح، در حال هواخوری در محوطه بودیم که صدای سوت همه را در جا میخکوب کرد. عراقی‌ها همه را به داخل آسایشگاه‌ها فراخواندند و درها را قفل کردند. نیم ساعت بعد، چهار دستگاه اتوبوس سبز رنگ وارد اردوگاه شدند. چند سرباز با فهرست‌هایی جداگانه وارد شدند. فهمیدیم که می‌خواهند گروهی از بچه‌ها را به اردوگاه دیگری تبعید کنند. این یکی از ابزارهای شکنجه‌ی روحی‌شان بود: جدا کردن ما از یکدیگر. همه نگران و مضطرب بودند. 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
LAUNCHERCHI
🍂 خاطرات طنز دوران اسارت «دعا» آزار و اذیت عراقی‌ها تمامی نداشت؛ از شکنجه‌ی جسمی گرف
🍂 🍂 خاطرات طنز دوران اسارت اتوبوس‌ها روبه‌روی قلعه‌ای بزرگ با برجک‌های بلند توقف کردند. معلوم شد ما را به اردوگاه تازه‌ای تبعید کرده‌اند. مقابل در آهنی قلعه، انبوهی سرباز ایستاده بودند و عده‌ای مسلح نیز آن‌ها را دوره کرده بودند. از جلوی اتوبوس تا در قلعه، تونل وحشت ساخته بودند؛ سربازها با باتوم‌های مخصوص منتظر بودند. در آهنی قلعه با صدای مهیبی باز شد. درجه‌دار عراقی وارد اتوبوس شد، اولین اسیر را بلند کرد و اسمش را پرسید. هنوز جواب نداده بود که با یک مشت، بینی‌اش را پر از خون کرد. با چشم‌های خواب‌آلود یکی‌یکی پیاده شدیم. در همان ابتدای خروج، فلج شدیم. سربازی در آستانه‌ی در اتوبوس با چوب بلندی به ساق پایمان می‌کوبید تا توان راه رفتن را از ما بگیرد. بعد از عبور از تونل وحشت، به یک آسایشگاه بزرگ منتقل شدیم. این بار نوبت «پذیرایی» با چوب بود. سی‌چهل نفر چوب‌به‌دست منتظر بودند. هر بار ده نفر را داخل می‌بردند و تا نفس داشتیم، کتک می‌زدند. ده نفر اول رفتند. ده دقیقه بعد، نوبت گروه دوم شد. از صدای داد و فریاد بچه‌ها، اسرای اردوگاه جدید بیدار شده بودند و ما را نگاه می‌کردند. سربازها آن‌قدر بی‌رحمانه می‌زدند که فکر نمی‌کردیم سالم بیرون بیاییم. در گروه دوم، یکی از بچه‌ها به نام لازم که طاقتش طاق شده بود، ناگهان فریادی کشید. انگار دست به آسمان برداشته بود و گفت: «یا امام زمان! یا امام زمان! دیگر طاقت نداریم… مُردیم… ده نفر سوم را داخل بفرست و ما را نجات بده!» در آن مصیبت، اشک و ناله‌مان به خنده تبدیل شد. نمی‌دانستیم به حال و روزمان گریه کنیم یا به دعای لازم بخندیم. عراقی‌ها که خنده‌ی ما را دیدند، وحشی‌تر شدند و بیشتر کتک زدند. 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅️ وقتی زن میاد توی زندگیت 😁 فقط آخرش😂 🔥🚀 ═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══ 🆔@Launcherchi