✅برای رهبری دوران گذار کارتلهای مواد مخدر مکزیک اعلام آمادگی میکنم
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ یه شوخی ساده بین پسرا با احتمال مرگ 50 درصد😂
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔 @Launcherchi
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ در پاکستان توی عروسی ها
اینجوری جشن میگیرن...😳😳
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔 @Launcherchi
🔴 ای کاش من میسوختم ولی پرچمی که صدها هزار مادر شهید بخاطرش داغ فرزند دیدند نمیسوخت، حتی یک مورد نداریم که انقلابیون در انقلاب۵۷ ، پرچم شیر و خورشید رو آتش بزنند، پرچمها در هر دوره حکومتها متفاوت بوده ولی نماد ملی کشور و مورد احترام همه.
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
🍂 خاطرات طنز دوران اسارت
«دعا»
آزار و اذیت عراقیها تمامی نداشت؛ از شکنجهی جسمی گرفته تا توهین به اعتقادات. یک بار که دیگر کارد به استخوانمان رسیده بود، شورش کردیم. چند روز درگیری مستقیم با سربازها داشتیم و چند نفر مجروح شدند. بالاخره فرمانده کل اردوگاههای اسیران در عراق وارد اردوگاه شد و با نمایندگان مذاکره کرد. قرار شد از این به بعد، هیچیک از فرماندهان و سربازان عراقی به رهبران و اعتقادات ما توهین نکنند، و ما نیز دست از شورش برداریم. توافقی دوطرفه بود.
حدود یک هفته اوضاع آرام بود، تا اینکه یک صبح، در حال هواخوری در محوطه بودیم که صدای سوت همه را در جا میخکوب کرد. عراقیها همه را به داخل آسایشگاهها فراخواندند و درها را قفل کردند.
نیم ساعت بعد، چهار دستگاه اتوبوس سبز رنگ وارد اردوگاه شدند. چند سرباز با فهرستهایی جداگانه وارد شدند. فهمیدیم که میخواهند گروهی از بچهها را به اردوگاه دیگری تبعید کنند. این یکی از ابزارهای شکنجهی روحیشان بود: جدا کردن ما از یکدیگر.
همه نگران و مضطرب بودند.
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
LAUNCHERCHI
🍂 خاطرات طنز دوران اسارت «دعا» آزار و اذیت عراقیها تمامی نداشت؛ از شکنجهی جسمی گرف
🍂 🍂 خاطرات طنز دوران اسارت
اتوبوسها روبهروی قلعهای بزرگ با برجکهای بلند توقف کردند. معلوم شد ما را به اردوگاه تازهای تبعید کردهاند. مقابل در آهنی قلعه، انبوهی سرباز ایستاده بودند و عدهای مسلح نیز آنها را دوره کرده بودند. از جلوی اتوبوس تا در قلعه، تونل وحشت ساخته بودند؛ سربازها با باتومهای مخصوص منتظر بودند.
در آهنی قلعه با صدای مهیبی باز شد. درجهدار عراقی وارد اتوبوس شد، اولین اسیر را بلند کرد و اسمش را پرسید. هنوز جواب نداده بود که با یک مشت، بینیاش را پر از خون کرد.
با چشمهای خوابآلود یکییکی پیاده شدیم. در همان ابتدای خروج، فلج شدیم. سربازی در آستانهی در اتوبوس با چوب بلندی به ساق پایمان میکوبید تا توان راه رفتن را از ما بگیرد.
بعد از عبور از تونل وحشت، به یک آسایشگاه بزرگ منتقل شدیم. این بار نوبت «پذیرایی» با چوب بود. سیچهل نفر چوببهدست منتظر بودند. هر بار ده نفر را داخل میبردند و تا نفس داشتیم، کتک میزدند.
ده نفر اول رفتند. ده دقیقه بعد، نوبت گروه دوم شد. از صدای داد و فریاد بچهها، اسرای اردوگاه جدید بیدار شده بودند و ما را نگاه میکردند. سربازها آنقدر بیرحمانه میزدند که فکر نمیکردیم سالم بیرون بیاییم.
در گروه دوم، یکی از بچهها به نام لازم که طاقتش طاق شده بود، ناگهان فریادی کشید. انگار دست به آسمان برداشته بود و گفت:
«یا امام زمان! یا امام زمان! دیگر طاقت نداریم… مُردیم… ده نفر سوم را داخل بفرست و ما را نجات بده!»
در آن مصیبت، اشک و نالهمان به خنده تبدیل شد. نمیدانستیم به حال و روزمان گریه کنیم یا به دعای لازم بخندیم.
عراقیها که خندهی ما را دیدند، وحشیتر شدند و بیشتر کتک زدند.
#طنز_اسارت
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅️ وقتی زن میاد توی زندگیت 😁
فقط آخرش😂
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚 کیک قابلمه ای😍
چیزایی که لازم داری:
تخم مرغ ۶ عدد
شکر ۱ و ۱/۲ پیمانه
وانیل ۱ ق چ
روغن۳/۴ پیمانه
شیر ۱/۲ پیمانه
آرد ۲ پیمانه
بکینگ پودر ۲ ق چ
پودر کاکائو ۲ تا۳ ق غ
نیاز به همزدن خاصی هم نداره
آبی که توی قابلمه ریخته میشه جوری نباشه که وقتی میجوشه توی کیک بریزه.
قالب ۲۵ سانت با کاغذ روغنی
شعله ملایم
دمکن فراموش نشه
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi
✅ تصویری از شهید محمود باقری مهندس موشکی و از نوابغ نظامی ایران
🔹سردار «محمود باقری» فرمانده موشکی نیروی هوافضای سپاه در حال محاسبه دقیق مختصات، تنظیم برد و زاویه و طراحی فرآیند پرتاب موشک
🔹انتشار برای نخستین بار
🔥#لانچرچی🚀
═══•(🇮🇷✌️🇮🇷)•═══
🆔@Launcherchi