اینکه برای چند سال متوالی ، هر
مراسمی رو بری یه جای به خصوص
باعث میشه با همه چیز اونجا
خاطره داشتی باشی،
با تکتک فرشها، حتی با تکتک
ستونها!
مثلا من هنوز یادمه اون شبی رو که
توی فاطمیهٔ ٩٨ بعد از شهادتِ سردار
مراسم شبِ شهادت که تموم شد،
به همین ستون تکیه زده بودم،
با دو سه تا دیگه از بچهها
پای رفتن نبود ...
انگار برای ما، تازه اون غم و دردِ یتیمی
شروع شده بود !
من هنوز یادمه ، که نــور ،
چطوری جلوم نشست و سرش رو
پایین انداخت و موقعِ گفتنِ تسلیت
میگم سید،
بغضش شکست و زد زیر گریه ...
هنوز فرشی که روش حلقه میزدیم
برای سینهزنی یادمه
هنوز فرشی که روش پرچم بلند
میکردیم و میچرخوندیم یادمه ...
هنوز از گوشهٔ گوشهٔ اینجا ، عطر یاس
رو حس میکنم ...
هنوز ....
خیلیچیزا که وقتی قدم میزنی ،
دونه دونه میاد جلوی چشمات
از نوجوونیای که پای حسین گذشت! :)
#یادداشت #امام_حسین
@Laylati